انقلاب

ویرانگری انقلاب اقتصاد ایران آیا ربوده "ملاخور" شد؟ نظر رهبر

ویرانگری انقلاب ۵۷ در اقتصاد ایران

(ماه گذشته)

خبر انقلاب ۵۷ تمام جامعه ایران و تمام سطوح زندگی ایرانیان را تحت تاثیر قرار داد اما اثرات آن در برخی حوزه‌ها بسیار ویرانگر بود. اقتصاد ایران و به‌ویژه بخش خصوصی مولد و کارآفرین آن یکی از این حوزه‌هاست.نقطه قوت اقتصاد ایران در سال&zwnj;های پیش از انقلاب، شکل&zwnj;گیری یک بخش خصوصی نیرومند صنعتی و مدرن در دهه&zwnj;های سی تا پنجاه خورشیدی بود. اغلب این سرمایه&zwnj;داران صنعت&zwnj;گرانی خودساخته و مدیرانی خلاق و کارآفرین بودند. کارخانه&zwnj;ها و واحدهای تولیدی این سرمایه&zwnj;داران همگی در حوزه&zwnj;های کاری خود بسیار موفق و سودآور بودند و نقش مهمی در اشتغال نیروی کار و تولید ملی داشتند. اما چند ماه پس از &laquo;پیروزی انقلاب&raquo;، همه آنها به بهانه و عنوان &laquo;حفاظت و توسعه صنایع ایران&raquo;، مصادره شدند و در تملک دولت قرار گرفتند. &laquo;قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران&raquo; در تیرماه ۱۳۵۸، یعنی پنج ماه پس از &laquo;پیروزی انقلاب&raquo; در &laquo;شورای انقلاب&raquo; تصویب شد. طبق ماده دوم این قانون، &laquo;صنایع و معادن بزرگی که صاحبان آن از طریق روابط غیرقانونی با رژیم گذشته، استفاده نامشروع از امکانات و تضییع حقوق عمومی به ثروت&zwnj;های کلان دست یافته&zwnj;اند&raquo; مصادره شدند و در تملک دولت قرار گرفتند. فاجعه&zwnj;ای که رخ داد این بود که هیچیک از این کارخانجات که بسیاری از آنها در سال&zwnj;های پیش از انقلاب در خاورمیانه و غرب آسیا نمونه بودند و در حوزه&zwnj;های کاری خود برند به شمار می&zwnj;رفتند، به تدریج در سراشیب قهقرا قرار گرفتند و هیچ&zwnj;گاه نتوانستند به سطح تولید و بهره&zwnj;وری پیش از انقلاب و دوره پیش از مصادره&zwnj;ها بازگردند. در پی این مصوبه شورای انقلاب فهرستی متشکل از ۵۳ صاحب سرمایه و صنعت که مشمول این قانون می&zwnj;شدند تهیه و دارایی&zwnj;های آنها مصادره شد. در اجرای قانون حفاظت و توسعه صنایع، به عبارت دیگر، مصادره دارایی&zwnj;ها و کارخانجات، نه دادگاهی تشکیل و نه به اعتراض&zwnj;ها رسیدگی شد. گزارش&zwnj;های منتشرشده در سال&zwnj;های اخیر در رسانه&zwnj;های ایران نشان می&zwnj;دهند که بسیاری از این سرمایه&zwnj;داران &laquo;روابط غیرقانونی با رژیم گذشته&raquo; نداشته&zwnj;اند. چند نفری از آنها هم اگر با دربار و دولت رابطه داشته&zwnj;اند، دلیلی وجود ندارد که بتوان آن روابط را &laquo;غیرقانونی&raquo; دانست. اتهام &laquo;استفاده نامشروع از امکانات و تضییع حقوق عمومی برای دستیابی به ثروت&zwnj;های کلان&raquo; هم صرفا یک ادعا بوده و نه در هنگام مصادره و نه تا به امروز، در هیچ دادگاهی اثبات نشده است. مصوبه شورای انقلاب هم&zwnj;چنین مدعی بود که مصادره&zwnj; واحدهای تولیدی متعلق به بخش خصوصی با هدف &laquo;نجات صنعت و اقتصاد کشور&raquo;، &laquo;احیاء و اداره صحیح و توسعه&raquo; و &laquo;گسترش فعالیت&zwnj;های اقتصادی و ایجاد اشتغال&raquo; صورت می&zwnj;گیرد اما هیچ&zwnj;یک از کارخانه&zwnj;ها و واحدهای صنعتی مصادره یا ملی شده هیچ&zwnj;گاه دیگر نتوانستند کمر راست کنند و در سطح تولید و بهره&zwnj;روی دوران پیش از انقلاب قرار گیرند. با مصوبه شورای انقلاب بیش از ۵۰۰ واحد تولیدی در سراسر کشور مصادره شد و در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گرفت؛ بنیادی که ظاهرا برای خدمت به &laquo;مستضعفان&raquo; تشکیل شده بود، اما خیلی زود به یکی از کانون&zwnj;های فساد تبدیل شد. نگاهی به زندگی و فعالیت سرمایه&zwnj;داران و صنعت&zwnj;گرانی که اموال&zwnj;شان توسط انقلابیون مصادره شد نشان می&zwnj;دهد که اغلب آنها انسان&zwnj;های خوشنام و ایران&zwnj;دوست و علاقمند به توسعه و ترقی کشورشان بودند. اما متاسفانه گفتمان مسلط چپ، هم در میان بخش غیرمذهبی و هم در میان بخش مذهبیِ جامعه جوزده ایران، آنها را &laquo;زالوصفت&raquo; و &laquo;وابسته&raquo; و... معرفی می&zwnj;کرد. نگاهی به زندگی وسرگذشت چند تن از سرمایه&zwnj;داران کارآفرین، بی&zwnj;پایه بودن ادعاهای انقلابیون را اثبات می&zwnj;کند: محمدتقی برخوردار، پدر صنایع خانگی ایران محمدتقی برخوردار، معروف به &laquo;حاجی برخوردار&raquo; بنیانگذار کارخانه توشیبا و به پدر صنایع خانگی ایران معروف بود. عباس میلانی از محمدتقی برخوردار به عنوان یکی از صد شخصیت تأثیرگذار در زندگی ایرانیان نام برده است. محمدتقی برخوردار تاجر پسته بود سپس واردکننده باتری و تلویزیون شاوب&zwnj;لورنس شد. اما پس از آن با تأسیس اولین کارخانه تولید باتری در ایران (قوه پارس)، و اولین کارخانه تولید تلویزیون در ایران (پارس الکتریک) و شماری دیگر از واحدهای تولیدی، از کارآفرینان موفق در دوره صنتعی شدن ایران در دهه&zwnj;های ۴۰ و ۵۰ خورشیدی بود. شرکت پارس&zwnj;الکتریک (تولیدکننده رادیو و تلویزیون)، شرکت صنعتی پارس توشیبا (تولیدکننده انواع کالاهای لوازم خانگی مثل پنکه، آب&zwnj;میوه&zwnj;گیری، چرخ گوشت و انواع پلوپز در شهر رشت)، شرکت لامپ پارس توشیبا، شرکت فرش پارس، شرکت کالای الکتریک و شرکت&zwnj;های کارتن البرز، سرامیک البرز و کاشی پارس از جمله واحدهای تولیدی او بودند. گفته می&zwnj;شود بیش از ۲۰ هزار نفر در واحدهای تولیدی آقای برخوردار مشغول به&zwnj;کار بودند. با قانون شورای انقلاب تمامی کارخانجات و اموال او مصادره شد. سال&zwnj;ها بعد در دوره دولت محمد خاتمی بخش&zwnj;هایی از زمین و دارایی او برگردانده شد، اما کارخانه&zwnj;های او همچنان در مصادره دولتی باقی ماندند. محمدتقی برخوردار در سال ۱۳۹۰ در سن ۸۷ سالگی درگذشت. محمدرحیم متقی ایروانی، بنیانگذار کفش ملی محمدرحیم متقی ایروانی که فارغ&zwnj;التحصیل رشته حقوق دانشگاه تهران بود در سال ۱۳۳۰ کارخانجات کفش ملی را بنیان گذاشت. کفش ملی در سراسر ایران حدود ۳۳۰ شعبه داشت و بیش از ۱۱ هزار کارگر و کارمند در گروه صنعتی این کارآفرین برجسته ایرانی به کار مشغول بودند. تولیدات این کارخانه&zwnj;ها بعدها به اروپای شرقی و اتحاد شوروی صادر می&zwnj;شد و یکی از برندهای اصلی اقتصاد ایران بود. رحیم ایروانی یکی از بزرگترین کارآفرینان تاریح معاصر ایران شناخته می&zwnj;شود. او بین سال&zwnj;های ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۷ بیش از ۵۰ شرکت تأسیس کرد. بیش از ۲۵ واحد از این شرکت&zwnj;&zwnj;&zwnj;ها در زمینه تولید انواع کفش با شرکای خارجی و داخلی فعالیت داشتند. تمام این شرکت&zwnj;ها چند ماه پس از انقلاب مصادره شدند. او پس از آن راهی آمریکا شد و حرفه کارآفرینی خود را در آنجا پی گرفت. در ایالت جورجیا &laquo;پارک صنعتی کامن ولث&raquo; ایجاد کرد. کارخانه کفش و چرم&zwnj;سازی را در شهر بوستون در ایالت ماساچوست آمریکا و سپس کارخانه کفش استاندارد را در قاهره بنیان گذاشت. آقای ایروانی در بهمن ۱۳۸۴ در سن ۸۵ سالگی در آمریکا درگذشت. برادران خیامی، بنیانگذاران صنعت خودروسازی در ایران برادران فقیر خیامی از ماشین&zwnj;شوری در مشهد شروع کردند. سپس از تعمیرات ساده کنار خیابان، کار در تعمیرگاه خودرو، قطعه&zwnj;فروشی و تاسیس بزرگترین فروشگاه قطعات یدکی در تهران به تاسیس کارگاه اتاق&zwnj;سازی برای اتوبوس در جاده کرج رسیدند. در این کارگاه احمد خیامی از نماینده مرسدس بنز در ایران شاسی اتوبوس&zwnj;های مرسدس بنز را می&zwnj;گرفت و روی آن&zwnj;ها اتاق می&zwnj;ساخت. برای اتوبوس&zwnj;هایی که می&zwnj;ساخت دستشویی و توالت کوچک و یخچال هم درست می&zwnj;کرد. برای راحتی مسافران، کارگاه ساخت صندلی را هم احداث کرد. این کارگاه صندلی&zwnj;سازی بعدها الهام&zwnj;بخش او در ساختن نخستین کارخانه بزرگ مبل&zwnj;سازی ایران به نام &laquo;مبلیران&raquo; شد. او جزو اولین کارآفرینانی بود که برای کارگران و کارکنانش خانه ساخت. احمد سپس برادر کوچکش محمود را نیز به تهران آورد. برادران خیامی در سال ۱۳۴۱ نخستین کارخانه خودروسازی به نام &laquo;ایران ناسیونال&raquo; را تاسیس کردند که خودروی &laquo;پیکان&raquo; تولید می&zwnj;کرد. خیامی&zwnj;ها علاوه بر پایه&zwnj;گذاری نخستین صنعت خودروسازی در ایران چندین کارخانه و موسسه تولیدی دیگر راه&zwnj;اندازی کردند که سهم مهمی در صنعت و اشتغال کشور داشتند. &laquo;کارخانه لاستیک&zwnj;سازی بریجستون ایران&raquo;، &laquo;شرکت پیستون&zwnj;سازی ایران&raquo;، &laquo;کارخانه ایدم در تبریز برای تولید موتور&raquo;، &laquo;کارخانه پلی&zwnj;رنگ (تولیدکننده رنگ اتومبیل)&raquo;، &laquo;کارخانه فنرسازی در جاده کرج&raquo; از جمله آنها هستند. در انقلاب همه دارایی براداران خیامی مصادره شد و احمد به کانادا و محمود به انگلستان رفت. در زمان انقلاب محمود ۴۹ سال داشت و احمد ۵۴ ساله بود و این به معنای آن است که این مدیران خلاق و کارآفرین هنوز سال&zwnj;ها می&zwnj;توانستند در خدمت توسعه صنعتی و کارآفرینی کشورشان باشند اما انقلاب ۵۷ این شانس را مانند بسیاری دیگر از کارآفرینان و صنعتگران از آنها، و در حقیقت از ایران، گرفت. محسن آزمایش، صاحب مجموعه صنعتی آزمایش محسن آزمایش کارخانه&zwnj;دار خودساخته و بنیانگذار کارخانۀ آزمایش از دیگر کسانی بود که پس از انقلاب اموالش مصادره شد. او به خاطر وضع نامناسب مالی خانواده و فوت پدرش در نوجوانی، بیش از چهار کلاس درس نخواند و از ۱۱ سالگی برای تأمین خانواده&zwnj;اش با مزد ناچیز در یک کارگاه آهنگری شاگردی می&zwnj;کرد. سپس مغازه&zwnj;ای باز کرد که در آن درو پنجره می&zwnj;ساخت. از سال ۱۳۳۰ فعالیت خود را گسترش داد و در کارگاهی در شرق تهران به ساختن صندلی، مبل و آبکاری فلزات پرداخت. چند سال بعد کارگاه او در یک آتش&zwnj;سوزی سوخت تا اینکه در سال ۱۳۳۷ کارخانجات صنعتی آزمایش را تاسیس کرد. مجموعه صنعتی آزمایش یخچال، کولر، آب&zwnj;گرم&zwnj;کن، تختخواب فلزی، بخاری و اجاق گاز و... تولید می&zwnj;کرد و طی سال&zwnj;های فعالیتش به یکی از مهم&zwnj;ترین تولیدکنندگان داخلی تبدیل شده بود. علاوه بر تهران، آزمایش در ساوه و مرودشت شیراز نیز کارخانه ایجاد کرده بود. فعالیت کارخانجات آزمایش تا یک سال پس از انقلاب نیز ادامه داشت، اما بعدا مصادره شد. محسن آزمایش به خارج از ایران مهاجرت کرد و سرانجام در سال ۱۳۷۱ در شهر رباط مراکش در سن ۶۷ سالگی درگذشت و در همان&zwnj;جا به خاک سپرده شد. جعفر اخوان، بنیانگذار خودروسازی جیپ &laquo;جعفر اخوان&raquo; شالوده صنعت خودرو را در ایران بنیان نهاد. ابتدا به واردات &laquo;جیپ ویلیز&raquo; (خودروی آمریکایی) پرداخت و سپس در سال ۱۳۳۵ خط مونتاژ آن را در کشور راه&zwnj;اندازی کرد. اخوان در سال ۱۳۳۸ کارخانه &laquo;شرکت سهامی بازرگانی جیپ&raquo; را تاسیس کرد. تولید جیپ ویلیز را با تغییر نام آن به جیپ شهباز آغاز کرد و به دنبال آن خودروی دو دیفرانسیل شاسی بلند به نام &laquo;وانت سیمرغ&raquo; را تولید کرد که بهترین خودروی ممکن برای رفت و آمد در جاده&zwnj;های ایران بود. در سال&zwnj;های بعد جعفر اخوان موفق شد امتیاز مونتاژ خودروی &laquo;رامبلر&raquo; را از این شرکت آمریکایی بگیرد و در سال ۱۳۴۶ این خودرو را با دو مدل مختلف با نام&zwnj;های &laquo;شاهین&raquo; و &laquo;آریا&raquo; به بازار عرضه کرد. در همین سال خودروی شاسی&zwnj;بلند دیگری به نام &laquo;جیپ آهو&raquo; به خط تولید شرکت اضافه شد. تولید خودروی &laquo;آریا&raquo; در سال ۱۳۵۲ متوقف شد. او پس از آن به سراغ جنرال موتورز رفت و توانست امتیاز مونتاژ محصولات این شرکت آمریکایی را در ایران به دست آورد. در آخرین روزهای سال ۱۳۵۲، شرکت بازرگانی جیپ به شرکت &laquo;جنرال موتورز ایران&raquo; تغییر نام یافت. شورولت &laquo;نوا&raquo; و &laquo;بیوک ایران&raquo; خودروهای لوکسی بودند که شرکت جدید &laquo;جنرال موتورز ایران&raquo; در آن زمان تولید و روانه بازار کرد. کارخانجات جنرال موتورز ایران پس از انقلاب مصادره و به سازمان گسترش واگذار شد و نام آن نیز به &laquo;پارس&zwnj;خودرو&raquo; تغییر یافت. حبیب ثابت، بازرگان و موسس اولین ایستگاه تلویزیون در ایران نوجوانی و جوانی حبیب&zwnj;الله ثابت با فقر و تنگدستی همراه بود. در ۱۶ سالگی مغازه&zwnj;ای برای اجاره و تعمیر دوچرخه در شمیرانات باز کرد. در همان ایام رانندگی اتومبیل آموخت و سپس با اتومبیل فورد میان توپخانه و قلهک مسافرکشی کرد. سپس محدوده مسافرکشی را به خارج از تهران گسترش داد. بعدها با خرید دو کامیون از فرانسه و یک دستگاه اتومبیل فیات از ایتالیا و انتقال آنها به تهران، نخستین موسسه حمل و نقل با وسایل نقلیه موتوری را در ایران تاسیس کرد. ثابت در اوایل دهه ۱۳۲۰ برای صدور کالاهای متنوع آمریکایی به ایران، به همراه چهار نفر دیگر شرکتی به نام شرکت &laquo;ثابت پاسال&raquo; تاسیس کرد. شرکت جدید ترکیبی از شرکت حبیب ثابت در نیویورک و پاسال در تهران بود. این شرکت کالاهای آمریکایی را به ایران صادر می&zwnj;کرد. تاسیس شرکت &laquo;فیروز&raquo; برای صادرات لوازم آرایشی و بهداشتی آمریکایی به ایران و راه&zwnj;اندازی شبکه&zwnj;های تلویزیونی، تاسیس کارخانه جنرال&zwnj;تایر و نمایندگی اتومبیل استودبیکر از دیگر اقدامات حبیب به شمار می&zwnj;رود. آقای ثابت در طول فعالیت&zwnj;های اقتصادی خود، با آوردن تکنولوژی&zwnj;های روز دنیا و گرفتن نمایندگی شرکت&zwnj;های خارجی و تأسیس کارخانه&zwnj;های متعدد، کمک بزرگی به مدرن و صنعتی شدن ایران کرد. شاید بسیاری از ایرانی&zwnj;ها ندانند که صنعت&zwnj;گر ایرانی حبیب ثابت،&zwnj; ایجادکننده اولین ایستگاه تلویزیونی در ایران بوده است. نخستین ایستگاه تلویزیون در ایران در سال ۱۳۳۶ در تهران تاسیس شد. دو سال بعد (۱۳۳۸) یک شعبه دیگر تلویزیون ایران در آبادان راه&zwnj;اندازی شد. این تلویزیون مسابقات نمایشی و برنامه&zwnj;های آمریکایی که به فارسی دوبله شده بودند را پخش می&zwnj;کرد. صاحب و موسس این تلویزیون آقای حبیب ثابت بود. تلویزیون ایران در ۱۳۴۷ ملی شد و به انحصار دولت درآمد. در سال ۱۳۵۰ تلویزیون با رادیو ادغام شده و سازمان &laquo;رادیو و تلویزیون ملی ایران&raquo; شکل گرفت. به دلیل تعلق این بازرگان، صنعت&zwnj;گر و کارآفرین ایرانی به اقلیت بهاییان، او بیش از دیگر کارآفرینان پیش از انقلاب با خصومت آخوندها و قشریون مذهبی مواجه بود. حبیب ثابت دو سال پیش از انقلاب، ایران را برای همیشه به مقصد آمریکا ترک کرد و در سال ۱۳۶۴ در لس&zwnj;آنجلس درگذشت. برادران لاجوردی؛ موسس گروه صنعتی بهشهر(بافندگی) لاجوردی&zwnj;ها از مشهورترین فعالان اقتصادی پیش از انقلاب بودند که تا اوایل دهه ۱۳۳۰ بیشتر در زمینه اقتصادی فعالیت می&zwnj;کردند، اما وقتی آینده را در توسعه صنعت دیدند، به صنعت روی آوردند. محمد، محمود، اکبر، حبیب و قاسم لاجوردی پنج برادری بودند که در بسیاری زمینه&zwnj;ها جزو پایه&zwnj;گذاران بخش خصوصی مدرن در ایران محسوب می&zwnj;شوند. آنها نخستین شرکت کامپیوتری ایران را پس از شرکت ملی نفت ایران تاسیس کردند که با داشتن بیش از ۲۵۰ پردازنده مرکزی، نظام پرداخت حقوق کارمند و دستمزد کارکنان و کارگران، حسابداری و هزینه&zwnj;های سرمایه&zwnj;گذاری را با محاسبات کامپیوتری انجام می&zwnj;داد. لاجوردی&zwnj;ها بیش از ۸۰ شرکت و کارخانه در نقاط مختلف کشور از جمله تهران، کاشان، بهشهر، کرمانشاه، قزوین، مشهد، گنبد کاووس، گرگان، نکا، اراک، خرمشهر، نوشهر و حومه محمودآباد را تاسیس کردند. در این شرکت&zwnj;ها که عمدتاً در چارچوب گروه صنعتی بهشهر بود، تا سال ۱۳۵۷ بیش از ۱۵ هزار مهندس، کارشناس، مدیر، کارمند و کارگر مشغول به کار بودند. حبیب لاجوردی در میان&zwnj;سالی راه خود را از برادرانش جدا کرد. او از دانش&zwnj;آموختگان دانشگاه&zwnj;های &laquo;هاروارد&raquo; و &laquo;ییل&raquo; در رشته اقتصاد و مدیریت بازرگانی(MBA) بود. در سال ۱۳۴۸ از فعالیت&zwnj;های اقتصادی دست کشید و مرکز مطالعات مدیریت را در تهران تاسیس کرد و تا سال ۱۳۵۷ نیز در این مرکز به تدریس پرداخت. پس از انقلاب به آمریکا رفت و مدیریت پروژه تاریخ شفاهی ایران در مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد را بر عهده گرفت. برادران رضایی، بنیانگذار صنعت فولاد ایران علی رضایی از سال ۱۳۴۰ به فکر تاسیس کارخانجات صنعتی افتاد و &laquo;شرکت سهامی کارخانجات نورد اهواز&raquo; را در مجاورت جاده اهواز و خرمشهر تاسیس کرد. پس از مدت کوتاهی شرکت او &laquo;گروه صنعتی شهریار&raquo; نام گرفت که کارخانه&zwnj;های &laquo;نورد شاهین&raquo;، &laquo;نورد شهداد&raquo;، &laquo;نورد شاهرخ&raquo;، مجتمع صنایع فلزی خوزستان و کارخانه شهباز در برمی&zwnj;گرفت. او در واقع بزرگ&zwnj;ترین واحد صنایع فلزی ایران را در خوزستان احداث کرد و صنعت فولاد ایران را پایه گذاشت. دو برادر دیگر رضایی&zwnj;ها، قاسم و محمود نیز جزو سهامداران گروه صنعتی &laquo;شهریار&raquo; بودند. محمدتقی توکلی، پدر صنعت آذربایجان نام محمدتقی توکلی با &laquo;کبریت&zwnj;سازی&raquo;، &laquo;ماشین&zwnj;سازی تبریز&raquo;، &laquo;مس سرچشمه&raquo; و بسیاری رشته&zwnj;&zwnj;های صنعتی دیگر در ایران پیوند دارد. پدرش حاج تقی توکلی هم از فرهیختگان و تاجران بزرگ زمان خود بود که به تجارت نفت، شکر و کبریت مشغول بود تا اینکه در سال ۱۲۹۷ شمسی (صد سال پیش) در تبریز کارخانه کبریت توکلی را بنیان گذاشت. فرزند بنیانگذار کبریت توکلی که در آلمان و سپس در آمریکا تحصیل کرده و برای خدمت به کشورش بلافاصله به ایران بازگشته بود، درسال ۱۳۴۷، ایده ماشین&zwnj;سازی تبریز را به مسئولان سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران پیشنهاد داد و در نهایت این کارخانه با همکاری چکسلواکی راه&zwnj;اندازی شد. محمدتقی توکلی برای ۹ سال اول مدیریت این کارخانه را برعهده داشت. توکلی در بنیانگذاری کارخانه تراکتورسازی تبریز نیز نقش به&zwnj;سزایی داشت و همچنین در ایجاد کارخانه &laquo;ایدم&raquo; که موتورهای دیزلی تولید می&zwnj;کند و کیفیت محصولات آن زبانزد خاص و عام است، نقش&zwnj;آفرینی کرد. او همچنین در تاسیس واحدهای صنعتی دیگر مانند &laquo;کمپرسورسازی&raquo;، &laquo;پمپ ایران&raquo;، &laquo;موتوژن&raquo;، &laquo;شرکت گسترش صنایع ریلی&raquo;، &laquo;کارخانه تولید نئوپان&raquo;، &laquo;کارخانه ساخت فورمیکا&raquo;، &laquo;کارخانه کابینت&zwnj;سازی&raquo; و چندین موسسه تولیدی و صنعتی دیگر مانند تاسیسات مس کرمان نقش اساسی بازی کرد. پس از انقلاب بسیاری از صنایع آذربایجان از جمله کارخانه&zwnj;هایی که محمد تقی توکلی مالک آنها بود، نیز مصادره و او ناگزیر شد برای مدتی به خارج از کشور برود. اواخر دهه ۱۳۶۰ از او خواسته شد که به ایران برگردد و کارخانه کبریت&zwnj;سازی را که عملا ورشکسته و بدهکار شده بود دوباره تحویل بگیرد. ورود اقتصاد ایران به دوره ناکارآمدی و فساد همه سرمایه&zwnj;داران و کارآفرینانی که اموال&zwnj;شان در ماه&zwnj;های پس از انقلاب مصادره شد، به اندازه چند نمونه اشاره شده در بالا، چندان معروف و یا گستره تولید و صنعت&zwnj;شان وسیع نبود، اما به جرئت می&zwnj;توان گفت هیچ&zwnj;یک مصداق اتهام&zwnj;هایی مانند &laquo;زالوصفت&raquo;، &laquo;وابسته به دربار&raquo; و &laquo;کمپرادور&raquo; و القاب و توصیفاتی از این قبیل نبود که انقلابیون نثار آنها &zwnj;کردند. با مصادره کارخانه&zwnj;ها و واحدهای صنعتی در ماه&zwnj;های پس از انقلاب، اقتصاد ایران وارد دوران تازه&zwnj;ای شد که در آن بخش اساسی اقتصاد یعنی صنعت و تولید در اختیار دولت (حکومت) قرار گرفت. &laquo;ناکارآمدی&raquo; و &laquo;فساد&raquo; ویژگی اصلی این دوره از اقتصاد ایران است. تعداد زیادی از کارخانجات و صنایعی که پیش از انقلاب به&zwnj;وجود آمده بود در این سال&zwnj;ها یکی پس از دیگری به ورطه ورشکستگی افتادند وشماری نیز کاملا تعطیل شدند. به این ترتیب به جرئت می&zwnj;توان گفت که تاثیر انقلاب سال ۵۷، بر صنعت و تولید و کارآفرینی در ایران ویرانگر بود. &laquo;انقلابیون عدالت&zwnj;خواه&raquo; تصور می&zwnj;کردند که صنعت و تولید و اقتصاد عبارت است از جمع&zwnj;آمد &laquo;زمین و پول و ماشین&zwnj;آلات و کارگر&raquo;؛ که اگر آنها را از دست &laquo;سرمایه&zwnj;دار زالوصفت&raquo; خارج و &laquo;دولتی&raquo; کنند، عدالت برقرار خواهد شد. اما واقعیت چیز دیگری بود: پول و ماشین&zwnj;افزار و نیروی کار، فقط با تدبیر و خلاقیت صنعت&zwnj;گران و صاحبان میهن&zwnj;دوست سرمایه می&zwnj;تواند به تولید و کارآفرینی منجر شود. این همان نکته کلیدی بود که گفتمان چپ و انقلابیون چپ&zwnj;گرا در ایران و برخی کشورهای مشابه در طول سده گذشته نادیده گرفتند و به دست خود اقتصاد کشورشان را ویران کردند. تسلط دولت (حکومت) بر اقتصاد منشا ناکارآمدی و انواع فسادهاست. در چنین اقتصادی از رقابت و شفافیت، نو&zwnj;آوری و کوشش مداوم برای افزایش بهره&zwnj;وری خبری نیست. اقتصاد دولتی،&zwnj; در هر کشوری، به سرعت رانتی و فاسد و دیر یا زود زمین&zwnj;گیر خواهد &zwnj;شد. اقتصاد ایران پس از انقلاب ۵۷ نیز به چنین سرنوشت شومی دچار آمد. در اقتصاد ایران، اکنون به جای صنعت&zwnj;گران کارآفرینی مانند ایروانی&zwnj;ها، لاجوردی، خیامی&zwnj;ها، برخوردارها و توکلی&zwnj;ها، &laquo;سلطان&raquo;&zwnj;ها حکم می&zwnj;رانند: سلطان آهن، سلطان شکر، سلطان چای، سلطان برنج، سلطان لاستیک و دیگر سلاطینی که کارشان جز دلالی واردات و تجارت نیست و عموما از وابستگان حکومت هستند. این نوشته را با نقل قولی از مهندس تقی توکلی،&zwnj; یکی از خادمان بزرگ صنعت ایران به پایان می&zwnj;برم که حدود یک ماه و نیم پیش (۸ دی&zwnj;ماه ۱۳۹۷) در سن ۸۷ سالگی در تبریز چشم از جهان فرو بست: &laquo;در دهه ۱۳۴۰ شمسی که با تلاش و کوشش شبانه روزی سرمایه&zwnj;داران و کارآفرینان ملی، مملکت در مسیر صنعتی و ثروتمند شدن حرکت می&zwnj;کرد و مراحل مختلف عقب&zwnj;ماندگی را یک به یک پشت سرمی&zwnj;گذاشت، روشنفکران و چپ&zwnj;گرایان ما که دانشگاه&zwnj;ها و مراکز عالی آموزشی را زیر نفوذ خود داشتند، به جای حمایت و انتقاد سازنده از کارآفرینان و سرمایه&zwnj;داران ملی که موتور اصلی ترقی و تعالی ایران محسوب می&zwnj;شدند، به دشمنی پرداختند و با جعل اصطلاحات دهان&zwnj;پرکنی چون سرمایه&zwnj;داری وابسته و کمپرادور، سرمایه&zwnj;داران ملی و کارآفرینان مبتکر را کوبیدند و نزد عوام&zwnj;الناس سکّه یک پول کردند. آن روشنفکران به جای نقد سرمایه&zwnj;داری دولتی، و انتقاد قاطعانه از رانت&zwnj;خواری و فساد اداری و دلّال&zwnj;بازی، به بورژوای ملی و کارساز حمله کردند؛ مضرتر و بدتر اینکه ثروت را معصیت، و فقر را مزیتی شمردند، به جای تلاش برای تولید ثروت، دائم به توزیع ثروت اندیشیدند؛ نهایت اینکه قدر رشد و توسعه صنعتی، و ارزش کارآفرینان ملی دانسته نشد، نتیجه: تخریب و فساد و تباهی اقتصادی نابودگری است که با انقلاب اسلامی دامن ملت ایران را گرفت و ما را چنین نحیف و ضعیف و درمانده کرد!&raquo; (نقل از مقاله محمد ارسی در &laquo;ایران امروز&raquo;) <img width="1" height="1" alt="" src="http://logc279.xiti.com/hit.xiti?s=531599&s2=22&p=per-rss-per-all_volltext-5613-xml-mrss::%D8%AF%D9%88%DB%8C%DA%86%D9%87%20%D9%88%D9%84%D9%87%20%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C%3A%3A%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87::%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C%20%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%20%DB%B5%DB%B7%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%20%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&di=&an=&ac=&x1=1&x2=22&x3=47555958&x4=44703991&x5=%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C%20%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%20%DB%B5%DB%B7%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%20%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&x6=1&x7=%2Ffa-ir%2F%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%DB%B5%DB%B7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%2Fa-47555958&x8=per-rss-per-all_volltext-5613-xml-mrss&x9=20190219&x10=per-rss-per-all_volltext-5613-xml-mrss::%D8%AF%D9%88%DB%8C%DA%86%D9%87%20%D9%88%D9%84%D9%87%20%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C%3A%3A%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87" /> ۱۰۰ خبر

آیا انقلاب ۵۷ ربوده و "ملاخور" شد؟

(ماه گذشته)

خبر فریدون احمدی معتقد است که انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران "نالازم" بود و رژیم شاه ظرفیت پذیرش اصلاحات بنیادی را داشت. به نظر او، سیاسیون غیرمذهبی می‌بایست با دیکتاتوری مبارزه اما از انقلاب دوری می‌جستند.بسیار گفته شده و یا خود گفته&zwnj;ایم که ما ایرانیان حافظه تاریخی نداریم اما به نظر می&zwnj;رسد این حکم، سویه و جنبه مهم و ناگفته دیگری نیز داشته باشد: ناتوانی حداقل بخشی از ما در بر زمین گذاشتن بار تاریخ و بدوش کشیدن بار سنگین آن در زندگی و رویکردهای سیاسی امروز. در سپهر سیاسی ایران، بخش قابل توجهی از کنشگران و تحلیل&zwnj;گران آن، در تاریخ زندگی می&zwnj;کنند. برای نمونه بنگرید که هنوز برای برخی از گرایش&zwnj;ها و نحله&zwnj;های سیاسی، واقعه به تاریخ پیوسته شصت و پنج سال پیش در ۲۸ مرداد، بیشتر مبنای سیاستگزاری و تعیین مناسبات است تا مصالح و نیازهای امروزین. انتخاب و اراده سیاسی امروز تعییین کننده نوع نگاه به انقلاب اما این حکم درباره بار تاریخ، در مورد انقلاب اسلامی سال ۵۷ صدق نمی&zwnj;کند. این واقعه هنوز به تاریخ نپیوسته است. تمام جریان&zwnj;ها و شاخه&zwnj;های اصلی سیاسی آن زمان، هنوز هم در صحنه&zwnj;اند و حکومت سربرآورده از آن انقلاب نیز در مسند قدرت. از این رو نوع نگاه به انقلاب و نحوه تبیین آن، ارتباط مستقیم و بلاواسطه دارد با نحوه تنظیم رابطه با جریان&zwnj;های دیگر سیاسی و نحوه سیاستگزاری برای آینده. حتا فراتر از آن، برخی کنشگران و جریان&zwnj;های سیاسی براساس انتخاب و اراده سیاسی امروزشان نوع نگاهشان به انقلاب را تنظیم و تئوریزه میکنند. در کشاکش و جدال بین دو جنبه متضاد: از یک سو تقدیس و تمجید انقلاب و رویکرد انقلابی و از سوی دیگر حاکمیت تماما سیاه برآمده از دل آن انقلاب، یا باید به تجدید نظر در رویکرد انقلابی و بنیان&zwnj;های فکری آن، در آن زمان پرداخت و لاجرم آن را به سیاست جاری و امروزین نیز تسری داد و یا به صدور احکامی چون به بیراهه رفتن انقلاب، ربوده و مصادره و &quot;ملا خور&quot; شدن انقلاب و رهبری آن، روی آورد و یا به ارائه تئوری&zwnj;هایی مبادرت کرد مانند انقلاب دوبنی که یک بن و پایه انقلاب، بن ارتجاعی آن بر بن دیگر، بن دموکراتیک غالب شد و انقلاب را از آن خود کرد. اما باید دید خود این پدیده چه بود، از چه زمانی به انقلاب فراروئید، چه تناسب قوایی در آن حاکم بود و هرنیروی اجتماعی و سیاسی چه نقشی در این فرایند داشت. نمی&zwnj;خواهم در این مقاله نیز، به تحلیل همه جانبه انقلاب بپردازم اما به اختصار می&zwnj;خواهم به این نتیجه&zwnj;گیری برسم که خطا و کجروی مهلکی بود که نیروهای دموکرات، لیبرال، ملی&zwnj;گرا و چپ، نیروهای برخاسته از اقشار و گرایش&zwnj;های مدرن جامعه، با این انقلاب ارتجاعی همراه شدند و در برابر رژیم دیکتاتوری سکولار توسعه&zwnj;گرای شاه در کنار انقلاب قرار گرفتند و هیزم آتش انقلابی شدند که استقرار یک نظام استبدادی واپسگرا و دینی صدر اسلامی را آبستن بود و در برنامه داشت. شعار درست &quot;اصلاحات آری، دیکتاتوری نه&quot; در برابر انقلاب سفید در اوایل دهه چهل شمسی می&zwnj;توانست ترجمان خود را در جریان انقلاب اسلامی ۵۷ در رویکرد &quot;مبارزه با دیکتاتوری آری، همراهی با انقلاب نه!&quot; بیابد. گفته می&zwnj;شود معما چو حل گشت آسان شود. آن زمان شناخت کنونی از نیروی مهیب و مخرب بنیادگرایی اسلامی نبود و نمی&zwnj;توان با شناخت کنونی به تحلیل رویدادها و مواضع در آن زمان پرداخت. پس حداقل بپذیریم که به مثابه یک انقلابی و کنشگر سیاسی و یا روشنفکر غیر دینی آن دوران، نسبت به نقش و ماهیت نیروهای تاریخی اجتماعی، نسبت به تاریخ کشور و مضمون محوری آن یعنی گذار از جامعه&zwnj;ای سنتی به مدرنیته، نسبت به نقش و سمت گیری نیروها و اقشار اجتماعی حاضر در صحنه و تعادل قوای موجود، نسبت به روندهای سیاسی عینی و جاری، نسبت به ... شناخت نداشتیم و ناآگاه بودیم و اینکه ایدئولژی زده بودیم و نا آشنا با ارزش&zwnj;ها و مفاهیم مدرن و در پی الگوهای ذهنی خود و دارای بنیان&zwnj;های فکری مشترک با نیروی بنیاد گرای اسلامی. من آن انقلاب را خودکشی جمعی ما ایرانیان، بسان نهنگ&zwnj;هایی که گروهی خود را به ساحل می&zwnj;افکنند، می&zwnj;دانم. شک نیست که تقصیرها به یکسان تقسیم نمی&zwnj;شوند. هر که بامش بیش برفش بیشتر. نظام گذشته، رژیم شاه، بیشترین نقش و خطا را در وقوع انقلاب اسلامی داشت. اما نمی&zwnj;توانیم و شایسته نیست در پشت خطاهای رژیم گذشته، خود و خطاهای خودمان را پنهان کنیم. نامش چه بود و از چه زمانی می&zwnj;توان آن را انقلاب نامید؟ هر فرد و جریان سیاسی متناسب با سمت&zwnj;گیری خود نامی بر انقلاب سال ۵۷ گذاشت: &quot;انقلاب ضد امپریالیستی، ضد سلطنتی، و دموکراتیک مردم ایران&quot;، &quot;انقلاب شکوهمند بهمن ۵۷&quot;، &quot;انقلاب اسلامی&ldquo; و یا به طور خنثا فقط با ذکر تاریخ وقوع آن &quot;انقلاب بهمن&quot; و کسانی که آن را انقلاب نمی&zwnj;شناختند، &quot;قیام بهمن&quot; یا &quot;بحران ۵۷&quot; نامیدندش. اما از چه زمانی می&zwnj;توان آن سلسله رویدادها را انقلاب نامید و اساسا کدام ویژگی&zwnj;ها و خصلت&zwnj;ها، ماهیت یک انقلاب را بازتاب می&zwnj;دهند؟ به نظر من هر انقلاب، با نیروی اجتماعی اصلی پیشبرنده، هدف&zwnj;ها و شعارهای آن و رهبری&zwnj;اش قابل تعریف است و از زمانی می&zwnj;توان آن را انقلاب نامید که رهبری و نیروی اصلی اجتماعی در صحنه، تغییر قدرت سیاسی را هدف قرار می&zwnj;دهد. نیروی اجتماعی، هدف&zwnj;ها و رهبری اقشار سنتی، حاشیه نشینان شهری، بازار، همه کسانی که از تحولات گسترده اجتماعی و اقتصادی بهره&zwnj;ای ندیدند و یا آسیب دیدند و نیز کسانی که در تعارض با فرهنگ جدید و غربی و کم و بیش مدرنیستی قرار داشتند، در تقابل با نظم و روال و هنجارهای حاکم قرارگرفتند. تز مائوئیستی محاصره و سپس تصرف شهرها از طریق روستا عملا توسط حاشیه نشینان شهری در انقلاب اسلامی به اجرا درآمد. آن&zwnj;ها نیرو و پایه اجتماعی انقلاب را شکل دادند. مذهب به مثابه مهمترین پایگاه سنت و روحانیت پاسدار مذهب و اسلام سیاسی از ۱۵ خرداد ۱۳۴۱ تلاش موثر خود را به سمت تبدیل شدن به تکیه گاه وگروه مرجع این اقشار آغاز کرده بود. اقشار مدرن و اقشار سنتی جامعه، ضمن تمایزات آشکار اجتماعی &ndash; فرهنگی، دربسیاری وجوه نیز همسان و در هم تنیده جلوه می&zwnj;نمودند. جامعه در گستره چندین میلیونی و در اعماق خود سنتی و تحول&zwnj;نیافته باقی مانده بود. این توده میلیونی زمانی که به کنشگری سیاسی در شکل انقلاب پرداخت، طبیعی بود که به خویشاوندان فرهنگی و رهبران سنتی خود روی بیاورد. خرداد ۱۳۴۲ آغاز و نقطه عطف خیزش و عروج روحانیت و طرفداران اسلام سیاسی به سمت تبدیل شدن به آلترناتیو و کسب قدرت سیاسی در ۱۳۵۷ بود. به هیچ&zwnj;وجه معتقد نیستم این فرجام مقدر و اجتناب&zwnj;ناپذیر بود اما آغاز ماجرا را باید در آن مقطع پی گرفت. شورش و قیام ارتجاعی ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ چرکنویس، و انقلاب اسلامی ۵۷ پاکنویس و نسخه پیروزمند آن در شرایط و وضعیت ۱۵ سال بعد بود. از ۱۵ خرداد به بعد، خمینی و نیروی بنیادگرای اسلامی در موقعیتی قرار گرفتند که بتوانند در صورت مهیا شدن شرایط و عواملی دیگر در مقیاس ملیونی و سراسری و نه روشنفکری رهبری مبارزات سیاسی و یک تحول انقلابی را بر عهده بگیرند. در تمام ۱۵ سال پس از آن، بخشی از شبکه گسترده مساجد و بازار در چارچوب فکری خمینی و &quot;نهضت روحانیت مبارز&quot; آرام و پیگیر به تدارک فکری و عملی اشتغال داشتند بدون آنکه مبارزه جدی فکری و روشنگرانه&zwnj;ای در برابر آن صورت گیرد. برنامه&zwnj;ریزان امنیتی رژیم شاه و شخص وی نیز، دموکرات&zwnj;ها و مارکسیست&zwnj;ها را دشمن و خطر اصلی برای خود و نظام می&zwnj;پنداشتند. طبقات و اقشار مدرن مانند طبقه متوسط شهری، بورژوازی و طبقه کارگر با پاگیری صنعت و اقتصاد مدرن و با دگرگونی ساختار جمعیتی و گسترش شهرها، گسترده&zwnj;تر از پیش پا به عرصه کنش&zwnj;های اجتماعی نهادند بدون آنکه متناسب با موقعیت و حضورشان بتوانند در حیات سیاسی جامعه و تامین حقوق صنفی و سیاسی خود مداخله&zwnj;گری داشته باشند. پس از انقلاب مشروطیت طی پنج دهه و بویژه پس از &quot;انقلاب سفید&quot; در سال ۱۳۴۱ پایه&zwnj;های مادی استقرار مدرنیته در ایران قوام و بنیاد نیرومندی یافت بدون آنکه اجزاء همراه و کمپوننت&zwnj;های مدرنیته یعنی دموکراسی، فرهنگ مبتنی بر حقوق و آزادی&zwnj;های سیاسی، دولت دمکراتیک حقوقی و جامعه مدنی امکانی برای قدرت یابی و انکشاف بیابد. موقعیت سایر جریان&zwnj;های سیاسی در هنگامه انقلاب هیچ یک از خانواده&zwnj;ها و جریان&zwnj;های تاریخی بزرگ سیاسی ایران، چپ&zwnj;ها، ملی&zwnj;گرایان و مذهبیون ملی&zwnj;گرا، و نیز گروه&zwnj;بندی&zwnj;های سیاسی که می&zwnj;توانستند کم و بیش بازتابگر تمایلات این طبقات و اقشار مدرن باشند در موقعیتی نبودند که در موقعیت اوج&zwnj;گیری امواج انفلاب در رهبری و هدایت آن نقش داشته باشند و با خمینی و پشتیبانانش رقابت کنند. از سوی دیگر زمینه&zwnj;ها و دلایل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی متعدد و نیز تاثیر شرایط بین المللی، روانشناسی و وضعیتی را پدید آورده بود که در بین این سه خانواده بزرگ سیاسی ، ضدیت با غرب، آمریکا و اسرائیل به جایگاه بالایی در نظام ارزشی&zwnj;شان فراروئیده بود. این امر هرچند در قالب واژه&zwnj;ها و ترمینولوژی&zwnj;های متفاوت بیان می&zwnj;شد، پیونددهنده آنان با سرآمدان سیاسی جریان&zwnj;های اسلامی و سنتی شد. پس از تلاش&zwnj;های معطوف به جبهه ملی دوم در سال&zwnj;های ۴۱ &ndash; ۳۹ دیگر ملیون ایران ضعیف&zwnj;تر، ازهم گسیخته&zwnj;تر و از نظر سیاسی تا منسجم تر از آن بودند که بتوانند در رهبری یک جنبش سیاسی فراگیر قرار گیرند. در جریان انقلاب، عملا جبهه ملی ایران به جز تنی چند از رهبران آن، مانند شاپور بختیار و غلامحسین صدیقی، به دنباله روی از جریان خمینی و بیعت با وی پرداخت و در عمل و نظر رهبری ملایان را پذیرفت. نیروی چپ بر فضای روشنفکری و فکری آن دوره تاثیر داشت اما این نیرو در مقطع انقلاب از نظر برنامه ای، سیاسی، سازمانی و نفوذ توده&zwnj;ای به هیچ وجه در موقعیتی قرار نداشت که بتواند نقشی در هدایت انقلاب و رقابت با &quot;بن دیگر&quot; ایفا کند، اما همچنان با رادیکال ترین شعارها مبشر گفتمان انقلاب بود و بر کوره و تنورآن می&zwnj;دمید. تنوری که تنها بنیاد گرایان اسلامی امکان پخت نان خود را در آن داشتند. بخشی از نیروی چپ، حزب توده ایران نیز از همان آغاز اوج گیری امواج منتهی به انقلاب از مبلغین رهبری خمینی و روحانیت شد و سابقه امر را خود، به خرداد سال ۴۲ رساند. مذهبیون ملی گرا یا ملی گرایان مذهبی را نمی&zwnj;توان رقیبی برای ملایان و بنیادگرایان اسلامی در رهبری انقلاب محسوب کرد. در تمام سالهای منتهی به انقلاب درست خلاف ضرورت دوران و نیاز جامعه، مضمون فعالیت&zwnj;های این نیرو دعوت روحانیت به ورود به میدان سیاست، آشتی دادن و پیوند زدن جوانان با اسلام سیاسی، تبلیغ تشیع سرخ علوی، اسلام حسینی، غرب ستیزی، از&quot; خیانت&quot; روشنفکران(سکولارها!) و&quot;خدمت&quot; روحانیت سخن گقتن ودر یک کلام زمینه سازی برای قدرت یابی سیاسی روحانیت بوده است. نگاهی به فعالیت&zwnj;ها و آثار شریعتی و بازرگان و برخی نوشته&zwnj;های آل احمد، تشکل&zwnj;هایی چون نهضت آزادی و به نوعی مجاهدین خلق موید این ادعاست. انقلابی اسلامی و ارتجاعی شک نیست که در یکی دو سال پیش از انقلاب از سوی نیروهای غیر مذهبی و سکولار جامعه: نویسندگان، هنرمندان، روزنامه&zwnj;نگاران، کانون وکلا، هواداران گروه&zwnj;های سیاسی غیر مذهبی و ... مبارزه برای آزادی&zwnj;های سیاسی ، رفع سانسور، آزادی زندانیان سیاسی و مبارزاتی از این دست نیز اوج گرفت اما از آن زمان که بر آن روندهای سیاسی می&zwnj;شد نام انقلاب نهاد ، دیگر تکلیف رهبری آن تعیین شده و نیروی اجتماعی اصلی به میدان آمده، هدف&zwnj;ها و شعارهای آن تماما در چارچوب و راستای امیال خمینی و بنیادگران شیعی بود. تعادل قوا نیز به جز در یکی دو شهر و منطقه مثل کردستان به گونه دردآوری به نفع اسلام&zwnj;گرایان پیرو خمینی شکل گرفته بود. بنابر این نام برازنده و واقعی این تحول، انقلاب اسلامی است. انقلابی دو بنی نبود، که یک بن، بر بن دیگر غلبه کرده باشد و مصادره و دزدیده و ملاخور هم نشد. از همان آغاز فراروئیده شدنش به انقلاب، انقلابی اسلامی و ارتجاعی بود. آیا این سرنوشت و سرانجام، محتوم و غیر قابل&zwnj;اجتناب بود. نه! این انقلاب &quot;نالازم&quot; بود. اگر هر شرط از مجموعه شرایط داخلی و بین المللی و هرحلقه از زنجیره رویدادها چنین به هم گره نمی&zwnj;خورد شاید اوضاع به گونه&zwnj;ای دیگر رقم می&zwnj;خورد. تا آنجا که مساله، به موضوع این نوشته برمی&zwnj;گردد تجربه نشان داد که رژیم شاه ظرفیت پذیرش اصلاحات بنیادی و &quot;شنیدن صدای انقلاب مردم&quot; را داشت. فکر می&zwnj;کنم با اوج گیری اعتراضات، وانهادن رویکرد انقلابی و اتخاذ سمتگیری &quot;مبارزه با دیکتاتوری آری، همراهی با انقلاب نه!&quot; را می&zwnj;توان رویکردی درست ارزیابی کرد. یکی از نمود&zwnj;های بارز چنین رویکردی ضرورت پشتیبانی از دولت شاپور بختیار بود . گفته می&zwnj;شود که زمان آمدن بختیار دیگر کار از کار گذشته و بسیار دیر شده بود اما به این پرسش اساسی پاسخ داده نمی&zwnj;شود که در این کار از کار گذشتن و دیر شدن هر یک از جریان&zwnj;های سیاسی و روشنفکری چه نقشی داشته&zwnj;اند. * مطالب منتشر شده در صفحه &quot;دیدگاه&quot; صرفا بازتاب&zwnj;دهنده نظر و دیدگاه نویسندگان آن است <img width="1" height="1" alt="" src="http://logc279.xiti.com/hit.xiti?s=531599&s2=22&p=per-rss-per-all_volltext-5613-xml-mrss::%D8%AF%D9%88%DB%8C%DA%86%D9%87%20%D9%88%D9%84%D9%87%20%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C%3A%3A%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87::%D8%A2%DB%8C%D8%A7%20%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%20%DB%B5%DB%B7%20%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87%20%D9%88%20%22%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%B1%22%20%D8%B4%D8%AF%D8%9F&di=&an=&ac=&x1=1&x2=22&x3=47555990&x4=44703991&x5=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%20%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%20%DB%B5%DB%B7%20%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87%20%D9%88%20%22%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%B1%22%20%D8%B4%D8%AF%D8%9F&x6=1&x7=%2Ffa-ir%2F%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%DB%B5%DB%B7-%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D8%9F%2Fa-47555990&x8=per-rss-per-all_volltext-5613-xml-mrss&x9=20190219&x10=per-rss-per-all_volltext-5613-xml-mrss::%D8%AF%D9%88%DB%8C%DA%86%D9%87%20%D9%88%D9%84%D9%87%20%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C%3A%3A%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87" /> ۱۰۰ خبر

صدور حکم بیش از ۵۵۰ سال زندان برای ۱۱۳ تن از دراویش گنابادی از سوی دادگاه انقلاب

(ماه گذشته)

خبر <p><img width="300" height="214" src="https://humanrightsiniran.com/wp-content/uploads/2018/07/gonabadi-300x214.jpg" class="attachment-medium size-medium wp-post-image" alt="" srcset="https://humanrightsiniran.com/wp-content/uploads/2018/07/gonabadi-300x214.jpg 300w, https://humanrightsiniran.com/wp-content/uploads/2018/07/gonabadi.jpg 403w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></p> <p>دادگاه انقلاب ۱۱۳ تن از دراویش بازداشت‌شده در جریان گلستان هفتم را جمعا به ۵۵۸ سال حبس محکوم کرده است. به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، ۱۱۳ تن از دراویش گنابادی از سوی شعبات دادگاه انقلاب به حبس، شلاق و تبعید محکوم شده‌اند؛ احکام حبس صادره برای این دراویش بین شش ماه تا سیزده ...</p> <p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://humanrightsiniran.com/1397/53778/">صدور حکم بیش از ۵۵۰ سال زندان برای ۱۱۳ تن از دراویش گنابادی از سوی دادگاه انقلاب</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://humanrightsiniran.com">حقوق بشر در ایران</a>. پدیدار شد.</p> ۱۰۰ خبر

پس از گذشت یک هفته؛ شکنجه و تداوم بازداشت شهروندان معترض بازداشت شده در خیابان انقلاب

(ماه گذشته)

خبر <p><img width="300" height="169" src="https://humanrightsiniran.com/wp-content/uploads/2019/01/bbb-300x169.jpg" class="attachment-medium size-medium wp-post-image" alt="" srcset="https://humanrightsiniran.com/wp-content/uploads/2019/01/bbb-300x169.jpg 300w, https://humanrightsiniran.com/wp-content/uploads/2019/01/bbb-768x432.jpg 768w, https://humanrightsiniran.com/wp-content/uploads/2019/01/bbb.jpg 1023w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></p> <p>شهروندانی که هفته گذشته مقابل دانشگاه تهران از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند، طی این مدت مورد شکنجه قرار گرفته اند و در زندان های اوین، ورامین و فشافویه نگهداری می شودند. به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، هفت تن از زندان بازداشت شده در ۱۱ دیماه مقابل دانشگاه تهران (خیابان انقلاب)، طی یک ...</p> <p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://humanrightsiniran.com/1397/53976/">پس از گذشت یک هفته؛ شکنجه و تداوم بازداشت شهروندان معترض بازداشت شده در خیابان انقلاب</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://humanrightsiniran.com">حقوق بشر در ایران</a>. پدیدار شد.</p> ۱۰۰ خبر

گام دوم انقلاب و چگونه ماندن‎

(ماه گذشته)

خبر علیرضا کفایی بیانیه رهبری که در برخی محافل «گام دوم انقلاب» نامیده شده انتشار یافت و حاوی نکاتی از نگاهی به گذشته و راه طی شده و نیز ترسیمی از آینده بود و مخاطب اصلی آن جوانان بودند که رهبری خطاب به آنها گوشزد کرد «&#8230;.آنچه را ما دیده ایم و آزموده ایم، نسل شما [&#8230;] ۱۰۰ خبر

انقلاب ۵۷ و ورزش ایران

(ماه گذشته)

خبر ورزش ایران نیز همانند دیگر حوزه‌های زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایرانیان به شدت تحت تاثیر انقلاب سال ۵۷ و نظام حکومتی برآمده از آن بود. دویچه وله قارسی نظر دو روزنامه‌نگار ورزشی را در این‌باره جویا شده است.انقلاب با ورزش ایران چه کرد؟ گفت&zwnj;وگو با ایرج ادیب&zwnj;زاده آقای ایرج ادیب&zwnj;زاده، در چهلمین سالگرد انقلاب می&zwnj;خواهیم نگاهی بیندازیم به کارنامه ورزشی ایران پس از &rlm;انقلاب. رویهم&zwnj;رفته شما این کارنامه را چگونه ارزیابی می&zwnj;کنید؟ ایرج ادیب&zwnj;زاده: وقتی بخواهیم درباره ورزش در این ۴۰ سال صحبت کنیم، مجبور می&zwnj;شویم تیتروار از آن بگویم. یکی از کارهایی که &rlm;جمهوری اسلامی ایران با ورزش کرد، که واقعا یک خیانت بود، در مورد ورزش زنان ایران بود. چون زنان ورزشکار ایران &rlm;قربانیان بزرگ اسلامی کردن ورزش بوده&zwnj;اند. این سیاست هم&zwnj;چنین معلم ورزش را در دبستان&zwnj;ها حذف کرد. موضوعی که ۹۳ سال پیش در &rlm;زمان رضاشاه به صوت قانون درآمده بود و مقرر بود که هر دانش&zwnj;آموزی باید روزی یکساعت ورزش بکند. کارشناسانی که آن زمان طرح &rlm;این قانونی را تهیه کردند، به قدر کافی به این موضوع آگاه بودند که بدن انسان هر روز به بیش از یکساعت ورزش نیاز &rlm;دارد. حالا شما می&zwnj;بینید که فقدان همین مسئله باعث شده که از هر ۱۰ هزار دختر دانش&zwnj;آموز، بنابه آمارهای خودشان، ۹ نفر به &rlm;بیماریهای ستون فقرات، افتادگی شانه، بیماری&zwnj;های روانی، و افسردگی گرفتار شده&zwnj;اند. ناپدیدشدن ورزش در مدارس ۷۸درصد &rlm;دانش&zwnj;آموزان پسر را با گرفتاری ستون فقرات روبه&zwnj;رو ساخته است. این ضربه سنگینی است که در این ۴۰ سال به ورزش &rlm;ایران وارد شده و نتایج وحشتناکی نیز به&zwnj;جای گذاشته است. ازجمله اعتیاد گسترده، بیماری&zwnj;های روانی و جسمی، که &rlm;شکست&zwnj;های ورزش ایران از تیم&zwnj;های درجه سه دو، سه آسیا، دوپینگ، رواج تقلب و دروغگویی در ورزش و بی&zwnj;آبرویی در &rlm;میدان&zwnj;های جهانی را هم باید به آن اضافه کنیم.&rlm; این هفت &zwnj;ـ هشت نفری که طی این ۴۰ سال ریاست سازمان تربیت بدنی یا وزارت ورزش را در این دوره&zwnj;های اخیر برعهده &rlm;داشته&zwnj;اند، به نظر من فرق الک دولک را با پرش با اسکی نمی&zwnj;دانستند. اینکه می&zwnj;گویم برای این است که یکی از همین &rlm;روسای سازمان تربیت بدنی را به&zwnj;عنوان ناظر مسابقات پرش با &rlm;اسکی، برای بازی&zwnj;های زمستانی به آمریکا دعوت کردند. چون وقتی کسی وزیر ورزش یا رییس کمیته ملی المپیک می&zwnj;شود، طبیعتا همه ورزش&zwnj;ها را می&zwnj;داند. یا مسائل &rlm;دیگر بسیاری که در زمینه ساخت و ساز وجود داشته. ببینید، امجدیه چون وسط شهر بود، باعث نگرانی این&zwnj;ها شده بود. چون &rlm;همان اوایل انقلاب یکی دوبار به دلیل مسائلی که فوتبال پیش آمد، مردم از استادیوم به خیابان آمدند و رفتند جلو سفارت &rlm;آمریکا که بعدهم تقریبا دیگر نگذاشتند در امجدیه هیچ مسابقه&zwnj;ای برگزار بشود. ورزشگاه آزادی را هم که می&zwnj;دانید به&zwnj;هرحال چه &rlm;وضعیتی دارد. اینکه باید بازسازی کامل بشود. ولی این ورزشگاه که در سال ۱۹۷۴ برای بازی&zwnj;های آسیایی ساخته شد، هنوز &rlm;تنها ورزشگاه استاندارد ایران برای مسابقات است.&rlm; شما به جزییات کارنامه ورزش ایران در این ۴۰ سال اخیر اشاره کردید و اینکه چه سیاستی بر ورزش ملی ایران &rlm;حکم&zwnj;فرما بوده است. حالا نگاهی کنیم به ورزش قهرمانی ایران و تیم&zwnj;های ملی ورزشی کشورمان در عرصه بین&zwnj;المللی. فوتبال و &rlm;کشتی و وزنه&zwnj;برداری همیشه از محبوب&zwnj;ترین رشته&zwnj;های ورزشی به شمار می&zwnj;رفتند و همچنان هم به شمار می&zwnj;روند. در کنار آن&zwnj;ها &rlm;والیبال، هندبال و ورزش&zwnj;های رزمی نیز توانسته&zwnj;اند در عرصه جهانی افتخارآفرینی کنند. البته در مقطع زمانی به&zwnj;خصوص &rlm;خودشان. کارنامه ورزش قهرمانی ایران در رقابت&zwnj;های جهانی را چگونه ارزیابی می&zwnj;کنید؟ این کسانی که می&zwnj;آمدند، یعنی نسل تازه ورزشکاران ایران، همه استعداد خودشان را به&zwnj;کار می&zwnj;گرفتند. در همین پاریس وقتی &rlm;مسابقات قهرمانی کشتی جهان بود، من با یکی از همین کشتی&zwnj;گیرها صحبت کردم. او می&zwnj;گفت که اگر بتواند در اینجا یک مدال برنز &rlm;بگیرد، زندگی&zwnj;اش عوض می&zwnj;شود. ورزشکارهای ایران بسیار فقیرند و با این حال تلاش می&zwnj;کنند تا یک نتیجه خوب بگیرند. &rlm;ولی باز می&zwnj;آیند و در جایی با قوانین مسخره&zwnj;ای برخورد می&zwnj;کنند. مثلا مسابقه ندادن با ورزشکارهای اسراییل. آن اوایل که &rlm;می&zwnj;گفتند با آمریکا هم نباید مسابقه بدهند. اگر شما می&zwnj;بینید که یک دختر ورزشکار ایرانی نخستین مدال المپیک را برای ایران &rlm;می&zwnj;آورد، این فقط به&zwnj;خاطر استعداد شخصی خودش است. زیرا می&zwnj;بینید که از وقتی این دختر دچار آسیب&zwnj;دیدگی شد، آن&zwnj;ها هیچ کس &rlm;دیگری را ندارند که جایگزین او بکنند. من قبول دارم که در خیلی از رشته&zwnj;ها ورزشکارهای ایرانی توانستند استعداد خودشان &rlm;را نشان بدهند. اما متاسفانه این&zwnj;ها بیشترشان به تابلوهای تبلیغاتی ملاها مبدل شده&zwnj;اند. مثلا آنها ورزشکاری را که مدال المپیک &rlm;یا مدال قهرمانی جهان را گرفته بود، به نمازجمعه می&zwnj;بردند و مرتب او را در اینجا و آنجا نشان می&zwnj;دادند. یا همان اوایل اعلام کردند که شمشیربازی، شطرنج و بوکس حرام است. &rlm;خیلی از ورزشکارهایی که در این رشته&zwnj;ها کار می&zwnj;کردند، همه کنار رفتند. ۷۰ سال پیش احمد ایزدپناه ۲۵ ورزشکار زن را &rlm;بین دو نیمه مسابقه فوتبال به امجدیه آورد. آن&zwnj;ها با شورت و پیراهن ورزشی در آنجا مسابقه دو دادند. در امجدیه! حالا شما &rlm;نگاه بکنید. آپارتاید جنسی کاری کرد که بسیاری از ورزشکارها، به&zwnj;خصوص پیشتازهای ورزش زنان که بسیار مهم بودند کنار بروند. مثلا &rlm;زمانی ما تونیا ولی&zwnj;اوغلی شناگر را داشتیم که همه رکوردهای شنا را شکسته بود و به مسابقات مختلف رفته بود و در &rlm;بازی&zwnj;های آسیایی شرکت کرده بود. یا در سال ۱۹۶۴ زنان ما در چند رشته در بازی&zwnj;های المپیک توکیو شرکت داشتند. این&zwnj;ها &rlm;چیزهایی بود که ما داشتیم. نمونه دیگر کشتی ایران است که همیشه جزو مدال&zwnj;بگیرها بوده. از مدال برنز جعفر سلماسی در &rlm;اولین المپیک تا مدال&zwnj;های طلای موحد، تختی و حبیبی. کشتی واقعا ورزش ملی ایران بوده که در سال&zwnj;های اخیر متاسفانه تا &rlm;حدودی با مسائل سیاسی مخلوط شده است. جمهوری اسلامی ایران کارهایی کرد که باعث آبروریزی شد. &rlm;مثلا دست بردن در شناسنامه&zwnj;ها یا فرستادن بزرگسالان به مسابقه&zwnj;های جوانان. اسلامی کردن ورزش&zwnj;های رزمی از همان اوایل &rlm;انقلاب بسیار خنده&zwnj;دار بود. چون می&zwnj;گفتند که همه باید شلوارهای بلند بپوشند. مثل طالبان. ورزشکارها را مجبور کردند که به &rlm;دعای کمیل بروند، سینه&zwnj;زنی کنند یا پیش از شروع مسابقه&zwnj;ها نوحه بخوانند. این&zwnj; چیزها باعث شگفتی کشورهای دیگر می&zwnj;شد. شما دیدید که این&zwnj;ها یکی دوتا خانم را بردند به بازی&zwnj;های المپیک. برای اینکه گروهی درست شده بود به اسم &rlm;&rlm;&laquo;آتلانتا پولوس&raquo; در زمان بازی&zwnj;های المپیک آتلانتا. آنجا گفتند دیگر بعداز این تیم&zwnj;هایی که مردانه می&zwnj;آیند به بازی&zwnj;های المپیک &rlm;راه داده نمی&zwnj;شوند. یعنی حتی تیم عربستان هم مجبور شد که یکی دوتا دختر هم همراه خودش ببرد. این&zwnj;ها مجبور شدند که یک &rlm;دختر از رشته تیراندازی را برای پرچم&zwnj;داری تیم ایران ببرند. تا قبل از این فشارهای &laquo;آتلانتا پولوس&raquo;، جمهوری اسلامی &rlm;حاضر نبود هیچ دختری را با خود به آنجا ببرد چه برسد به اینکه این دختر پرچم ایران را هم جلو کاروان ایران حمل بکند. &rlm; مسئله دیگر باشگاه&zwnj;های ورزشی ست. ببینید به چه روزی انداخته&zwnj;اند. باشگاه&zwnj;های پرسپولیس و استقلال (تاج سابق) را به روزی &rlm;انداخته&zwnj;اند که از آن باشگاه&zwnj;های محبوب و پرطرفدار چیزی باقی نمانده است. باشگاههایی که هرکدام حتی روی نیمکت&zwnj;های &rlm;ذخیره&zwnj;شان چندتا بازیکنان ملی&zwnj;پوش داشتند. زمین&zwnj;های این باشگاه&zwnj;ها و ورزشگاه&zwnj;های بزرگتر را مصادره کردند. بعدهم تیم&zwnj;هایی &rlm;را آوردند. مثلا تیم کشاورز. اصلا شما می&zwnj;دانید کجا هست؟ این تیم کشاورز را با بودجه وزارت کشاورزی آوردند تا مثلا جلو &rlm;پرسپولیس و استقلال علم کنند. ولی الان کجا هستند؟ هیچ جا.&rlm; نکته برجسته دیگر در طول ۴۰ سال اخیر در ورزش ملی ایران این است که از سال ۱۹۹۷، پس از این که تیم ملی فوتبال &rlm;ایران به&zwnj;طور غافلگیرکننده به جام جهانی ۹۸ فرانسه صعود کرد، با آن به اصطلاح حماسه ملبورن، مردم به خیابان ریختند و به &rlm;جشن و پایکوبی و رقص و نمایش افتخار ملی پرداختند. آن لحظه هنوز نظام جمهوری اسلامی آمادگی نداشت که این واکنش &rlm;مردمی را کنترل کند. از آن زمان به بعد ورزش ملی ایران بیشتر در کنترل دستگاه حکومتی قرار گرفت و سپاه پاسداران نیز &rlm;وارد اداره و مدیریت ورزش ایران شد.&rlm; یکی دیگر از مسائل، که شما الان به آن اشاره کردید، رخنه عوامل اطلاعاتی، سپاه پاسداران در فدراسیون&zwnj;ها، سازمان تربیت &rlm;بدنی، توهین و بی&zwnj;احترامی به متخصصین و پیشکسوتان ورزشی ایران، کتک زدن داوران مسابقه&zwnj;ها، توهین به پرچم و سرود &rlm;کشورهایی مثل آمریکا و اسراییل و حاضرنشدن برابر ورزشکاران این کشورها به بهانه&zwnj;های مختلف بود. آن حادثه&zwnj;ای که شما &rlm;می&zwnj;گویید، واقعا یکی از حوادث بسیار جالبی است که در ایران رخ داد. همان طور که گفتید به طور خودجوش مردم به &rlm;خیابان&zwnj;ها ریختند که بعدهم شروع کردند به رقص و پایکوبی. یعنی تمام آن رشته&zwnj;&zwnj;هایی که جمهوری اسلامی برای مردم ایران &rlm;تنیده بود، همه پنبه شد. یعنی مردم نشان دادند که منتظرند جرقه&zwnj;ای بزند تا دوباره برگردند به زندگی&zwnj;شان و &rlm;اصل&zwnj;شان برگردند. این حکومت که در تمام زمینه&zwnj;ها کارنامه رفوزه&zwnj;ای دارد. مردم ایران بدانند که &rlm;دنیا عوض شده و باید به فکر بیافتیم و این مسائل را حل کنیم، وگرنه خیلی دیر می&zwnj;شود.&rlm; نگاهی کنیم به دیگر موفقیت&zwnj;های ورزش ایران که باید منصفانه به آن اشاره کرد. تیم ملی والیبال ایران در طول ۱۰ سال &rlm;اخیر کامیابی&zwnj;های چشمگیری داشته است در عرصه جهانی و جزو هشت تیم برتر جهان در بازی&zwnj;های المپیک قرار گرفته و &rlm;همچنین جزو شش تیم برتر جهان در مسابقات قهرمانی جهان در لهستان قرار گرفته است. همچنین تیم&zwnj;های ملی هندبال و &rlm;بسکتبال ایران نیز برای نخستین بار به مسابقات جام جهانی صعود کرده&zwnj;اند. در این مورد به چه نکاتی می&zwnj;توان اشاره کرد؟ هر ورزشی که می&zwnj;توانست یک مقدار تماشاگر جذب بکند، در دوره&zwnj;ای مورد توجه قرار می&zwnj;گرفت. مثلا فوتبال، والیبال، &rlm;بسکتبال، این ورزش&zwnj;های گروهی، تماشاگر جذب می&zwnj;کرد و به همین دلیل از یک زمانی مورد توجه مقام&zwnj;های امنیتی و تصمیم&zwnj;گیران قرار گرفت. این&zwnj;ها سعی کردند که از این مسائل ورزشی برای سرگرم کردن مردم استفاده کنند. &rlm;والیبال از آن رشته&zwnj;هایی بود که بیشتر مورد توجه قرار می&zwnj;گرفت. به&zwnj;خصوص اگر یادتان باشد، ما همیشه والیبالیست&zwnj;های &rlm;خوبی داشتیم. بعدهم یکی دوتا مربی خارجی آمدند که با کار خوب&zwnj;شان نسل شایسته&zwnj;ای در والیبال پیدا شد. در خیلی از رشته&zwnj;ها &rlm;آمدند. من قبول می&zwnj;کنم که ورزشکاران ایرانی توانستند لیاقت&zwnj;ها و شایستگی&zwnj;های خودشان را در خیلی از میدان&zwnj;های نشان بدهند. &rlm;مثلا آقای حدادی که دو میدانی مدال گرفت. در بسکتبال چندتن از ورزشکاران&zwnj;مان صاحب عنوان شدند. همه این&zwnj;ها &rlm;هست. ولی من باز برمی&zwnj;گردم به آن دختری که نخستین مدال المپیک را برای ایران گرفته است. خانم علیزاده تنها با استعداد &rlm;خودش و توجه و پشتیبانی خانواده&zwnj;اش این مدال را گرفت. چون این خیلی مهم است. خانواده&zwnj;ها به&zwnj;خصوص بعد از انقلاب &rlm;متوجه شدند که آنها هستند که باید کمک کنند تا بچه&zwnj;هاشان سالم بمانند، ورزش بکنند و حتی قهرمان بشوند. مثلا پدر و مادر &rlm;یک شطرنج باز ایرانی، که من او را می&zwnj;شناسم، همه چیز خودشان را در خدمت او گذاشتند تا او توانست به مسابقات مختلف &rlm;بیاید و حتی مقام استادی به دست بیآورد. این&zwnj;ها چیزهایی&zwnj;ست که در مردم ایران هست و من اصلا آن را به رژیم ارتباط &rlm;نمی&zwnj;دهم. بلکه به استعداد مردم ایران، به استعداد جوان&zwnj;ها، به همراهی خانواده&zwnj;ها و مردم ایران مرتبط می&zwnj;دانم. چون آنها بودند &rlm;که توانستند این پیروزی&zwnj;ها را به&zwnj;دست بیآورند. افتخاری برای مردم ایران، و نه برای جمهوری اسلامی. *** ورزش زنان: پیشرفت با وجود همه محدودیت&zwnj;ها گفت&zwnj;وگو با سمیرا شیرمردی خانم شیرمردی، در نیم قرن اخیر ورزش ایران و ازجمله ورزش زنان ایران تحولات گسترده&zwnj;ای را تجربه کرده است. در جمع&zwnj;بندی کارنامه ورزش زنان ایران در چهل سال گذشته، شما چه نکاتی را برجسته می&zwnj;بینید؟ چه پیشرفت&zwnj;ها، پسرفت&zwnj;ها و یا محدودیت&zwnj;هایی را مشاهده می&zwnj;کنید؟ سمیرا شیرمردی: ورزش بانوان ایران در دهه ۴۰ شروع به رشد کرد و در دهه ۵۰ هم در حال گسترش بود. اولین حضور زنان ورزشکار ایرانی در مسابقات بین&zwnj;المللی نیز به بازی&zwnj;های آسیایی سال ۱۹۵۸ ژاپن برمی&zwnj;گردد. در این بازی&zwnj;ها ما چهار زن در رشته&zwnj;های دومیدانی و تنیس روی میز داشتیم. بعداز آن در المپیک توکیو در سال ۱۹۶۴ ما اولین زن را در رقابت&zwnj;های پرش ارتفاع در المپیک داشتیم. البته در رشته&zwnj;های دیگرهم مثل پرتاپ دیسک، دومیدانی، دو صدمتر و در پرش طول و ژیمناستیک هم بانوان دیگری در این مسابقات بودند. ولی اولین حضور زنان در المپیک به همان سال ۱۹۶۴ برمی&zwnj;گردد. در سال ۱۹۶۶ برای اولین بار ایران توانست در مسابقات بین&zwnj;المللی صاحب مدال بشود و تیم والیبال زنان در بازی&zwnj;های آسیایی بانکوک مدال برنز به دست آورد. در همان سال تیم والیبال مردان هم سوم شد. ولی در سال ۱۹۷۴ بالاخره بانوان ایران طلایی شدند و تیم ملی شمشیربازی ایران در بازی&zwnj;های آسیایی تهران به قهرمانی رسید. این اتفاقات همه قبل از انقلاب بود. ولی بعد از انقلاب به خاطر شرایط متفاوت کشور و درگیری جنگ با عراق، ورزش زنان چندان پیگیری نمی&zwnj;شد. پس از پایان جنگ بود که خانم فائزه هاشمی مسابقات کشورهای اسلامی را پایه&zwnj;گذاری کرد که به تصویب هیات اجرایی کمیته ملی المپیک هم رسید. اولین دوره این مسابقات هم در سال ۱۹۹۳ یا ۱۳۷۱ خورشیدی در تهران برگزار شد . در این دوره فقط زنان مسلمان حضور داشتند، ولی از سال ۲۰۰۱ کشورهای غیراسلامی هم در آن حضور پیدا کردند. شما گفتید نخستین بازی&zwnj;های زنان پس از انقلاب در سال ۱۹۹۳ انجام شد. یعنی ورزش زنان ایران ۱۵ سال سازماندهی نشده بود؟ بله. همان طور که گفتم، کشور درگیر جنگ بود و به&zwnj;هرحال ورزش زنان خیلی پیگیری نشد و اتفاقات این چنینی باعث شد که این وقفه به&zwnj;وجود بیآید. البته بعد از پایه&zwnj;گذاری ورزش کشورهای مسلمان ما توانستیم مقام&zwnj;های خیلی خوبی در مسابقات بین&zwnj;المللی به دست آوریم. از همه جالب&zwnj;تر اینکه ما زنان پرچمدار زیادی داشتیم. مثلا اولین حضور زن ایرانی در المپیک بعد از انقلاب در سال ۱۹۹۶ آتلانتا بود که خانم لیدا فریمان، که در رشته تیراندازی تفنگ بادی ۱۰ متر حضور داشت، پرچمدار شد. در المپیک ۲۰۰۸ پکن هما حسینی از تیم قایقرانی پرچمدار بود. بعداز آن هم این روند ادامه پیدا کرد که فکر می&zwnj;کنم همه در جریان این اتفاقات اخیر هستند. زنان ورزشکار از سال ۲۰۱۰ به بعد مدال&zwnj;های ارزشمندی کسب کردند. در بازی&zwnj;های آسیایی گوانجو خانم خدیجه آزادپور در رشته ووشو و ساندا طلا گرفت. در آن سال ما مدال&zwnj;های نقره و برنز زیادی هم در گروه بانوان داشتیم. ولی در المپیک از سال ۲۰۱۲ پیشرفت بانوان&zwnj;مان را دیدیم که در آن خانم الهه احمدی به فینال تیراندازی رسید و برای اولین بار مقام ششم نصیب بانوان ورزشکار ایرانی در المپیک شد و این بهترین عنوان&zwnj; ما بود تا اینکه خانم کیمیا علیزاده در سال ۲۰۱۶ توانست در وزن زیر ۵۷ کیلوگرم تکواندو مدال برنز را در بازی&zwnj;های المپیک به دست آورد. آیا اگر این محدودیت&zwnj;ها و تعطیلی&zwnj;ها در ورزش زنان ایران نمی&zwnj;بود ، ورزش زنان ایران مدال&zwnj;های بیشتری در کارنامه خود داشت؟ درست است. به&zwnj;هرحال چون از دهه ۵۰ ورزش زنان در حال گسترش بود، خیلی&zwnj;ها مشتاق بودند که بتوانند مدال کسب کنند. ما آن دوره تیم&zwnj;های آماده&zwnj;ای داشتیم که همان&zwnj;ها اگر ادامه می&zwnj;دادند و کشورمان نیز درگیر جنگ نبود، چه بسا می&zwnj;توانستند مدال&zwnj;های ارزشمند زیادی را کسب کنند. واقعیت این است که در دوران جنگ مسابقات مردان خیلی راحت&zwnj;تر پیگیری می&zwnj;شد. بحث حجاب و چنین مسائلی هم در ورزش مردان نبود و آنها راحت&zwnj;تر می&zwnj;توانستند ورزش را پیگیری کنند. ولی برای خانم&zwnj;ها مساله فرق می&zwnj;کرد و می&zwnj;کند. در مسابقات مختلف وقتی خانم&zwnj;ها می&zwnj;خواستند شرکت کنند، معمولا میزبان مسابقات یا برگزارکنندگان مسابقات اجازه نمی&zwnj;دادند که زنان با پوشش اسلامی حضور پیدا کنند. این مشکلات کم کم برطرف شد و ما توانستیم حتی مدال&zwnj;های خوبی بعد از این اتفاقات کسب کنیم. مثلا تیم فوتسال دختران ایران دوبار قهرمان جام ملت&zwnj;های آسیا شد. پذیرش حجاب زمان برد و هنوزهم ما می&zwnj;بینیم که در یک&zwnj;سری ورزش&zwnj;ها هنوز بحث حجاب پذیرفته نشده و یک&zwnj;سری مشکلات این چنینی وجود دارد. ولی در بقیه رشته&zwnj;ها ما خیلی خوب خودمان را نشان دادیم و موفق بودیم. چه رشته&zwnj;های ورزشی برای زنان در طول این ۵۰ـ ۴۰ سال اخیریا به&zwnj;ویژه در دوران پس از انقلاب سخت بوده؟ در چه رشته&zwnj;هایی زنان نمی&zwnj;توانند فعالیت کنند؟ رشته&zwnj;های زیادی بوده و هستند که فدراسیون&zwnj;های جهانی نمی&zwnj;پذیرفتند زنان با حجاب در آنها حضور پیدا کنند. خیلی ایراد می&zwnj;گرفتند. ولی خب ایرادها برطرف شد از طرف ایران. مثلا اول در مورد خانم&zwnj;ها پوشش روسری&zwnj;شان را نمی&zwnj;پذیرفتند و فکر می&zwnj;کردند که این خانم&zwnj;ها را اذیت می&zwnj;کند که این روسری&zwnj;ها به کلی فرم&zwnj;شان تغییر پیدا کرد تا مورد پذیرش قرار گرفت. ولی بانوان ایران در سال&zwnj;های اخیر در رشته&zwnj;هایی شرکت داده می&zwnj;شوند که واقعا خیلی عجیب و باعث افتخار است. اینکه ما در کشتی و وزنه&zwnj;برداری خانم&zwnj;های فعالی داریم و اینکه می&zwnj;توانند مسابقه بدهند. این دو رشته همین یکی دو سال اخیر پیگیری و راه&zwnj;اندازی شده&zwnj;اند. تیم کشتی بانوان &zwnj;ما در رقابت&zwnj;های بین&zwnj;المللی که در لبنان برگزار گردید، صاحب عنوان شد و همین نشان می&zwnj;دهد که ما استعدادهای خیلی خوبی در رشته&zwnj;های مختلف ورزشی داریم که می&zwnj;توانند پابه&zwnj;پای آقایان عنوان و افتخار کسب کنند. تیم وزنه&zwnj;برداری&zwnj;مان هم خوب شروع کرده و رکوردهای خوبی داشته. البته هنوز وزنه&zwnj;برداری&zwnj; ما با بهتر&zwnj;ین&zwnj;های دنیا فاصله دارد، ولی شروعشان شروع خوبی بوده و می&zwnj;توانند پیشرفت کنند. خانم شیرمردی، زنان دیگر کشورهای اسلامی با این محدودیت&zwnj;ها مواجه نیستند. مثلا دو تیم فوتبال زنان از دو کشور اسلامی با شرایطی متفاوت مقابل هم مسابقه می&zwnj;دهند. مانند تیم فوتبال ملی زنان فلسطین یا اردن یا ترکیه. حریف&zwnj;های تیم ایران بدون حجاب به میدان می&zwnj;روند و این تیم ایران است که همیشه باید با این محدودیت&zwnj;ها باید دست و پنجه نرم کند. به این مساله نیز پرداخته شده؟ ورزشکاران ما پذیرفته&zwnj;اند که با این شرایط در مسابقات شرکت کنند و مطمئنا برای بسیاری هم این مساله باعث افتخار است. حالا اینکه کشورهای دیگر چرا با این شیوه و این پوشش شرکت می&zwnj;کنند، به تفکرات خودشان بستگی دارد. ولی ما با همین بحث حجاب توانستیم افتخارات خوبی کسب کنیم. برای مثال در همین فوتسال بانوان ما با حجاب توانستند دوبار قهرمان جام ملت&zwnj;های آسیا بشوند، در حالی که کشورهای مسلمان دیگری هم در این مسابقات شرکت کردند و همان طور که گفتید بدون حجاب بودند، ولی نتوانستند عنوانی کسب کنند. در واقع می&zwnj;توان گفت که حجاب همیشه نمی&zwnj;تواند محدودیت ایجاد کند. شاید در یک&zwnj;سری رشته&zwnj;ها اجازه ندهد که ورزشکارانمان در مسابقات شرکت کنند. ولی در رشته&zwnj;های این چنینی محدودیتی ایجاد نکرده است. نکته جالب دیگر هم که باید به آن اشاره بشود، این است که با وجود همه محدودیت&zwnj;ها ما شاهد شکل&zwnj;گرفتن ورزش حرفه&zwnj;ای برای زنان بوده&zwnj;ایم. مثلا در عرصه والیبال، ورزش زنان ایران لژیونر نیز به خارج از کشور صادر کرده است. در مورد حرفه&zwnj;ای شدن ورزش زنان ایران چه اطلاعاتی دارید؟ همان طور که شما هم گفتید، ورزش زنان ایران هم در رشته&zwnj;های مختلف به صورت حرفه&zwnj;ای دارد پیگیری می&zwnj;شود. ما لژیونرهای مختلفی در رشته&zwnj;های مختلف داشته&zwnj;ایم مثل خانم&zwnj; منصوریان که در چین و در لیگ ووشو فعالیت می&zwnj;کند. و یا در رشته والیبال شاهد حضور لژیونر&zwnj;هایمان در کشورهای مختلف هستیم. در مورد فوتسال هم این اتفاق دارد می&zwnj;افتد و اگر که مشکلی ایجاد نشود، به احتمال زیاد خانم فرشته کریمی در لیگ ایتالیا شاید بتواند بازی کند. البته خانم کریمی مثل خانم فوتسالیست دیگری پیشنهادهای خیلی خوبی از کشورهای دیگر مثل اسپانیا داشتند، ولی آن بحث حجاب و اینکه خانم&zwnj;های ایرانی موافق برداشتن حجابشان نبودند و با این مساله مخالفت کرده بودند، باعث شد که نتوانند در این لیگ&zwnj;ها شرکت کنند. ولی خب ایتالیا ظاهرا این مساله را پذیرفته است. امیدواریم که خانم کریمی این شانس را پیدا کند که در لیگ حرفه&zwnj;ای فوتسال کشور ایتالیا حضور پیدا کند. در کل ورزش بانوان ما الان در این مقطع دارد خیلی حرفه&zwnj;ای پیگیری می&zwnj;شود و ما در رشته&zwnj;های مختلف به صورت حرفه&zwnj;ای داریم پیش می&zwnj;رویم. <img width="1" height="1" alt="" src="http://logc279.xiti.com/hit.xiti?s=531599&s2=22&p=per-rss-per-all_volltext-5613-xml-mrss::%D8%AF%D9%88%DB%8C%DA%86%D9%87%20%D9%88%D9%84%D9%87%20%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C%3A%3A%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87::%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%20%DB%B5%DB%B7%20%D9%88%20%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%20%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&di=&an=&ac=&x1=1&x2=22&x3=47358476&x4=44703991&x5=%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%20%DB%B5%DB%B7%20%D9%88%20%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%20%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&x6=1&x7=%2Ffa-ir%2F%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%DB%B5%DB%B7-%D9%88-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%2Fa-47358476&x8=per-rss-per-all_volltext-5613-xml-mrss&x9=20190217&x10=per-rss-per-all_volltext-5613-xml-mrss::%D8%AF%D9%88%DB%8C%DA%86%D9%87%20%D9%88%D9%84%D9%87%20%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C%3A%3A%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87" /> ۱۰۰ خبر

روزگار موسیقی‌دانان ایرانی در دو دهه‌ اول انقلاب / نگاهی به مستند "قطار مسیر 60"

(ماه گذشته)

خبر <img src="http://static3.honaronline.ir/thumbnail/JPSxkx829GnN/7TNLyFue_R2c0hRDQcTpsr2YY5tYo6pG494bEDJXXLs7Z2b_Yi_IEPr_DpNwYexPBYitpUl-MMOiBWFBvLFBJOf94wjyPeto4FnsCCuUI_TYKSLN4OG1Fg,,/14-8-16-10302711-5.jpg"> <div>کاوه صادقی آزاد: تضادهایی که در گفته‌های هنرمندان در مورد اتفاقات و شخصیت‌های هنری آن دوران وجود دارد به جذابیت‌های مستند افزوده است.</div> ۱۰۰ خبر

صدور حکم بیش از ۵۵۰ سال زندان برای ۱۱۳ تن از دراویش گنابادی از سوی دادگاه انقلاب

(ماه گذشته)

خبر <p><img width="300" height="214" src="https://humanrightsiniran.com/wp-content/uploads/2018/07/gonabadi-300x214.jpg" class="attachment-medium size-medium wp-post-image" alt="" srcset="https://humanrightsiniran.com/wp-content/uploads/2018/07/gonabadi-300x214.jpg 300w, https://humanrightsiniran.com/wp-content/uploads/2018/07/gonabadi.jpg 403w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></p> <p>دادگاه انقلاب ۱۱۳ تن از دراویش بازداشت‌شده در جریان گلستان هفتم را جمعا به ۵۵۸ سال حبس محکوم کرده است. به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، ۱۱۳ تن از دراویش گنابادی از سوی شعبات دادگاه انقلاب به حبس، شلاق و تبعید محکوم شده‌اند؛ احکام حبس صادره برای این دراویش بین شش ماه تا سیزده ...</p> <p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://humanrightsiniran.com/1397/53778/">صدور حکم بیش از ۵۵۰ سال زندان برای ۱۱۳ تن از دراویش گنابادی از سوی دادگاه انقلاب</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://humanrightsiniran.com">حقوق بشر در ایران</a>. پدیدار شد.</p> ۱۰۰ خبر

پس از گذشت یک هفته؛ شکنجه و تداوم بازداشت شهروندان معترض بازداشت شده در خیابان انقلاب

(ماه گذشته)

خبر <p><img width="300" height="169" src="https://humanrightsiniran.com/wp-content/uploads/2019/01/bbb-300x169.jpg" class="attachment-medium size-medium wp-post-image" alt="" srcset="https://humanrightsiniran.com/wp-content/uploads/2019/01/bbb-300x169.jpg 300w, https://humanrightsiniran.com/wp-content/uploads/2019/01/bbb-768x432.jpg 768w, https://humanrightsiniran.com/wp-content/uploads/2019/01/bbb.jpg 1023w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></p> <p>شهروندانی که هفته گذشته مقابل دانشگاه تهران از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند، طی این مدت مورد شکنجه قرار گرفته اند و در زندان های اوین، ورامین و فشافویه نگهداری می شودند. به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، هفت تن از زندان بازداشت شده در ۱۱ دیماه مقابل دانشگاه تهران (خیابان انقلاب)، طی یک ...</p> <p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://humanrightsiniran.com/1397/53976/">پس از گذشت یک هفته؛ شکنجه و تداوم بازداشت شهروندان معترض بازداشت شده در خیابان انقلاب</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://humanrightsiniran.com">حقوق بشر در ایران</a>. پدیدار شد.</p> ۱۰۰ خبر

گام دوم انقلاب و چگونه ماندن‎

(ماه گذشته)

خبر علیرضا کفایی بیانیه رهبری که در برخی محافل «گام دوم انقلاب» نامیده شده انتشار یافت و حاوی نکاتی از نگاهی به گذشته و راه طی شده و نیز ترسیمی از آینده بود و مخاطب اصلی آن جوانان بودند که رهبری خطاب به آنها گوشزد کرد «&#8230;.آنچه را ما دیده ایم و آزموده ایم، نسل شما [&#8230;] ۱۰۰ خبر

انقلاب ۵۷ و ورزش ایران

(ماه گذشته)

خبر ورزش ایران نیز همانند دیگر حوزه‌های زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایرانیان به شدت تحت تاثیر انقلاب سال ۵۷ و نظام حکومتی برآمده از آن بود. دویچه وله قارسی نظر دو روزنامه‌نگار ورزشی را در این‌باره جویا شده است.انقلاب با ورزش ایران چه کرد؟ گفت&zwnj;وگو با ایرج ادیب&zwnj;زاده آقای ایرج ادیب&zwnj;زاده، در چهلمین سالگرد انقلاب می&zwnj;خواهیم نگاهی بیندازیم به کارنامه ورزشی ایران پس از &rlm;انقلاب. رویهم&zwnj;رفته شما این کارنامه را چگونه ارزیابی می&zwnj;کنید؟ ایرج ادیب&zwnj;زاده: وقتی بخواهیم درباره ورزش در این ۴۰ سال صحبت کنیم، مجبور می&zwnj;شویم تیتروار از آن بگویم. یکی از کارهایی که &rlm;جمهوری اسلامی ایران با ورزش کرد، که واقعا یک خیانت بود، در مورد ورزش زنان ایران بود. چون زنان ورزشکار ایران &rlm;قربانیان بزرگ اسلامی کردن ورزش بوده&zwnj;اند. این سیاست هم&zwnj;چنین معلم ورزش را در دبستان&zwnj;ها حذف کرد. موضوعی که ۹۳ سال پیش در &rlm;زمان رضاشاه به صوت قانون درآمده بود و مقرر بود که هر دانش&zwnj;آموزی باید روزی یکساعت ورزش بکند. کارشناسانی که آن زمان طرح &rlm;این قانونی را تهیه کردند، به قدر کافی به این موضوع آگاه بودند که بدن انسان هر روز به بیش از یکساعت ورزش نیاز &rlm;دارد. حالا شما می&zwnj;بینید که فقدان همین مسئله باعث شده که از هر ۱۰ هزار دختر دانش&zwnj;آموز، بنابه آمارهای خودشان، ۹ نفر به &rlm;بیماریهای ستون فقرات، افتادگی شانه، بیماری&zwnj;های روانی، و افسردگی گرفتار شده&zwnj;اند. ناپدیدشدن ورزش در مدارس ۷۸درصد &rlm;دانش&zwnj;آموزان پسر را با گرفتاری ستون فقرات روبه&zwnj;رو ساخته است. این ضربه سنگینی است که در این ۴۰ سال به ورزش &rlm;ایران وارد شده و نتایج وحشتناکی نیز به&zwnj;جای گذاشته است. ازجمله اعتیاد گسترده، بیماری&zwnj;های روانی و جسمی، که &rlm;شکست&zwnj;های ورزش ایران از تیم&zwnj;های درجه سه دو، سه آسیا، دوپینگ، رواج تقلب و دروغگویی در ورزش و بی&zwnj;آبرویی در &rlm;میدان&zwnj;های جهانی را هم باید به آن اضافه کنیم.&rlm; این هفت &zwnj;ـ هشت نفری که طی این ۴۰ سال ریاست سازمان تربیت بدنی یا وزارت ورزش را در این دوره&zwnj;های اخیر برعهده &rlm;داشته&zwnj;اند، به نظر من فرق الک دولک را با پرش با اسکی نمی&zwnj;دانستند. اینکه می&zwnj;گویم برای این است که یکی از همین &rlm;روسای سازمان تربیت بدنی را به&zwnj;عنوان ناظر مسابقات پرش با &rlm;اسکی، برای بازی&zwnj;های زمستانی به آمریکا دعوت کردند. چون وقتی کسی وزیر ورزش یا رییس کمیته ملی المپیک می&zwnj;شود، طبیعتا همه ورزش&zwnj;ها را می&zwnj;داند. یا مسائل &rlm;دیگر بسیاری که در زمینه ساخت و ساز وجود داشته. ببینید، امجدیه چون وسط شهر بود، باعث نگرانی این&zwnj;ها شده بود. چون &rlm;همان اوایل انقلاب یکی دوبار به دلیل مسائلی که فوتبال پیش آمد، مردم از استادیوم به خیابان آمدند و رفتند جلو سفارت &rlm;آمریکا که بعدهم تقریبا دیگر نگذاشتند در امجدیه هیچ مسابقه&zwnj;ای برگزار بشود. ورزشگاه آزادی را هم که می&zwnj;دانید به&zwnj;هرحال چه &rlm;وضعیتی دارد. اینکه باید بازسازی کامل بشود. ولی این ورزشگاه که در سال ۱۹۷۴ برای بازی&zwnj;های آسیایی ساخته شد، هنوز &rlm;تنها ورزشگاه استاندارد ایران برای مسابقات است.&rlm; شما به جزییات کارنامه ورزش ایران در این ۴۰ سال اخیر اشاره کردید و اینکه چه سیاستی بر ورزش ملی ایران &rlm;حکم&zwnj;فرما بوده است. حالا نگاهی کنیم به ورزش قهرمانی ایران و تیم&zwnj;های ملی ورزشی کشورمان در عرصه بین&zwnj;المللی. فوتبال و &rlm;کشتی و وزنه&zwnj;برداری همیشه از محبوب&zwnj;ترین رشته&zwnj;های ورزشی به شمار می&zwnj;رفتند و همچنان هم به شمار می&zwnj;روند. در کنار آن&zwnj;ها &rlm;والیبال، هندبال و ورزش&zwnj;های رزمی نیز توانسته&zwnj;اند در عرصه جهانی افتخارآفرینی کنند. البته در مقطع زمانی به&zwnj;خصوص &rlm;خودشان. کارنامه ورزش قهرمانی ایران در رقابت&zwnj;های جهانی را چگونه ارزیابی می&zwnj;کنید؟ این کسانی که می&zwnj;آمدند، یعنی نسل تازه ورزشکاران ایران، همه استعداد خودشان را به&zwnj;کار می&zwnj;گرفتند. در همین پاریس وقتی &rlm;مسابقات قهرمانی کشتی جهان بود، من با یکی از همین کشتی&zwnj;گیرها صحبت کردم. او می&zwnj;گفت که اگر بتواند در اینجا یک مدال برنز &rlm;بگیرد، زندگی&zwnj;اش عوض می&zwnj;شود. ورزشکارهای ایران بسیار فقیرند و با این حال تلاش می&zwnj;کنند تا یک نتیجه خوب بگیرند. &rlm;ولی باز می&zwnj;آیند و در جایی با قوانین مسخره&zwnj;ای برخورد می&zwnj;کنند. مثلا مسابقه ندادن با ورزشکارهای اسراییل. آن اوایل که &rlm;می&zwnj;گفتند با آمریکا هم نباید مسابقه بدهند. اگر شما می&zwnj;بینید که یک دختر ورزشکار ایرانی نخستین مدال المپیک را برای ایران &rlm;می&zwnj;آورد، این فقط به&zwnj;خاطر استعداد شخصی خودش است. زیرا می&zwnj;بینید که از وقتی این دختر دچار آسیب&zwnj;دیدگی شد، آن&zwnj;ها هیچ کس &rlm;دیگری را ندارند که جایگزین او بکنند. من قبول دارم که در خیلی از رشته&zwnj;ها ورزشکارهای ایرانی توانستند استعداد خودشان &rlm;را نشان بدهند. اما متاسفانه این&zwnj;ها بیشترشان به تابلوهای تبلیغاتی ملاها مبدل شده&zwnj;اند. مثلا آنها ورزشکاری را که مدال المپیک &rlm;یا مدال قهرمانی جهان را گرفته بود، به نمازجمعه می&zwnj;بردند و مرتب او را در اینجا و آنجا نشان می&zwnj;دادند. یا همان اوایل اعلام کردند که شمشیربازی، شطرنج و بوکس حرام است. &rlm;خیلی از ورزشکارهایی که در این رشته&zwnj;ها کار می&zwnj;کردند، همه کنار رفتند. ۷۰ سال پیش احمد ایزدپناه ۲۵ ورزشکار زن را &rlm;بین دو نیمه مسابقه فوتبال به امجدیه آورد. آن&zwnj;ها با شورت و پیراهن ورزشی در آنجا مسابقه دو دادند. در امجدیه! حالا شما &rlm;نگاه بکنید. آپارتاید جنسی کاری کرد که بسیاری از ورزشکارها، به&zwnj;خصوص پیشتازهای ورزش زنان که بسیار مهم بودند کنار بروند. مثلا &rlm;زمانی ما تونیا ولی&zwnj;اوغلی شناگر را داشتیم که همه رکوردهای شنا را شکسته بود و به مسابقات مختلف رفته بود و در &rlm;بازی&zwnj;های آسیایی شرکت کرده بود. یا در سال ۱۹۶۴ زنان ما در چند رشته در بازی&zwnj;های المپیک توکیو شرکت داشتند. این&zwnj;ها &rlm;چیزهایی بود که ما داشتیم. نمونه دیگر کشتی ایران است که همیشه جزو مدال&zwnj;بگیرها بوده. از مدال برنز جعفر سلماسی در &rlm;اولین المپیک تا مدال&zwnj;های طلای موحد، تختی و حبیبی. کشتی واقعا ورزش ملی ایران بوده که در سال&zwnj;های اخیر متاسفانه تا &rlm;حدودی با مسائل سیاسی مخلوط شده است. جمهوری اسلامی ایران کارهایی کرد که باعث آبروریزی شد. &rlm;مثلا دست بردن در شناسنامه&zwnj;ها یا فرستادن بزرگسالان به مسابقه&zwnj;های جوانان. اسلامی کردن ورزش&zwnj;های رزمی از همان اوایل &rlm;انقلاب بسیار خنده&zwnj;دار بود. چون می&zwnj;گفتند که همه باید شلوارهای بلند بپوشند. مثل طالبان. ورزشکارها را مجبور کردند که به &rlm;دعای کمیل بروند، سینه&zwnj;زنی کنند یا پیش از شروع مسابقه&zwnj;ها نوحه بخوانند. این&zwnj; چیزها باعث شگفتی کشورهای دیگر می&zwnj;شد. شما دیدید که این&zwnj;ها یکی دوتا خانم را بردند به بازی&zwnj;های المپیک. برای اینکه گروهی درست شده بود به اسم &rlm;&rlm;&laquo;آتلانتا پولوس&raquo; در زمان بازی&zwnj;های المپیک آتلانتا. آنجا گفتند دیگر بعداز این تیم&zwnj;هایی که مردانه می&zwnj;آیند به بازی&zwnj;های المپیک &rlm;راه داده نمی&zwnj;شوند. یعنی حتی تیم عربستان هم مجبور شد که یکی دوتا دختر هم همراه خودش ببرد. این&zwnj;ها مجبور شدند که یک &rlm;دختر از رشته تیراندازی را برای پرچم&zwnj;داری تیم ایران ببرند. تا قبل از این فشارهای &laquo;آتلانتا پولوس&raquo;، جمهوری اسلامی &rlm;حاضر نبود هیچ دختری را با خود به آنجا ببرد چه برسد به اینکه این دختر پرچم ایران را هم جلو کاروان ایران حمل بکند. &rlm; مسئله دیگر باشگاه&zwnj;های ورزشی ست. ببینید به چه روزی انداخته&zwnj;اند. باشگاه&zwnj;های پرسپولیس و استقلال (تاج سابق) را به روزی &rlm;انداخته&zwnj;اند که از آن باشگاه&zwnj;های محبوب و پرطرفدار چیزی باقی نمانده است. باشگاههایی که هرکدام حتی روی نیمکت&zwnj;های &rlm;ذخیره&zwnj;شان چندتا بازیکنان ملی&zwnj;پوش داشتند. زمین&zwnj;های این باشگاه&zwnj;ها و ورزشگاه&zwnj;های بزرگتر را مصادره کردند. بعدهم تیم&zwnj;هایی &rlm;را آوردند. مثلا تیم کشاورز. اصلا شما می&zwnj;دانید کجا هست؟ این تیم کشاورز را با بودجه وزارت کشاورزی آوردند تا مثلا جلو &rlm;پرسپولیس و استقلال علم کنند. ولی الان کجا هستند؟ هیچ جا.&rlm; نکته برجسته دیگر در طول ۴۰ سال اخیر در ورزش ملی ایران این است که از سال ۱۹۹۷، پس از این که تیم ملی فوتبال &rlm;ایران به&zwnj;طور غافلگیرکننده به جام جهانی ۹۸ فرانسه صعود کرد، با آن به اصطلاح حماسه ملبورن، مردم به خیابان ریختند و به &rlm;جشن و پایکوبی و رقص و نمایش افتخار ملی پرداختند. آن لحظه هنوز نظام جمهوری اسلامی آمادگی نداشت که این واکنش &rlm;مردمی را کنترل کند. از آن زمان به بعد ورزش ملی ایران بیشتر در کنترل دستگاه حکومتی قرار گرفت و سپاه پاسداران نیز &rlm;وارد اداره و مدیریت ورزش ایران شد.&rlm; یکی دیگر از مسائل، که شما الان به آن اشاره کردید، رخنه عوامل اطلاعاتی، سپاه پاسداران در فدراسیون&zwnj;ها، سازمان تربیت &rlm;بدنی، توهین و بی&zwnj;احترامی به متخصصین و پیشکسوتان ورزشی ایران، کتک زدن داوران مسابقه&zwnj;ها، توهین به پرچم و سرود &rlm;کشورهایی مثل آمریکا و اسراییل و حاضرنشدن برابر ورزشکاران این کشورها به بهانه&zwnj;های مختلف بود. آن حادثه&zwnj;ای که شما &rlm;می&zwnj;گویید، واقعا یکی از حوادث بسیار جالبی است که در ایران رخ داد. همان طور که گفتید به طور خودجوش مردم به &rlm;خیابان&zwnj;ها ریختند که بعدهم شروع کردند به رقص و پایکوبی. یعنی تمام آن رشته&zwnj;&zwnj;هایی که جمهوری اسلامی برای مردم ایران &rlm;تنیده بود، همه پنبه شد. یعنی مردم نشان دادند که منتظرند جرقه&zwnj;ای بزند تا دوباره برگردند به زندگی&zwnj;شان و &rlm;اصل&zwnj;شان برگردند. این حکومت که در تمام زمینه&zwnj;ها کارنامه رفوزه&zwnj;ای دارد. مردم ایران بدانند که &rlm;دنیا عوض شده و باید به فکر بیافتیم و این مسائل را حل کنیم، وگرنه خیلی دیر می&zwnj;شود.&rlm; نگاهی کنیم به دیگر موفقیت&zwnj;های ورزش ایران که باید منصفانه به آن اشاره کرد. تیم ملی والیبال ایران در طول ۱۰ سال &rlm;اخیر کامیابی&zwnj;های چشمگیری داشته است در عرصه جهانی و جزو هشت تیم برتر جهان در بازی&zwnj;های المپیک قرار گرفته و &rlm;همچنین جزو شش تیم برتر جهان در مسابقات قهرمانی جهان در لهستان قرار گرفته است. همچنین تیم&zwnj;های ملی هندبال و &rlm;بسکتبال ایران نیز برای نخستین بار به مسابقات جام جهانی صعود کرده&zwnj;اند. در این مورد به چه نکاتی می&zwnj;توان اشاره کرد؟ هر ورزشی که می&zwnj;توانست یک مقدار تماشاگر جذب بکند، در دوره&zwnj;ای مورد توجه قرار می&zwnj;گرفت. مثلا فوتبال، والیبال، &rlm;بسکتبال، این ورزش&zwnj;های گروهی، تماشاگر جذب می&zwnj;کرد و به همین دلیل از یک زمانی مورد توجه مقام&zwnj;های امنیتی و تصمیم&zwnj;گیران قرار گرفت. این&zwnj;ها سعی کردند که از این مسائل ورزشی برای سرگرم کردن مردم استفاده کنند. &rlm;والیبال از آن رشته&zwnj;هایی بود که بیشتر مورد توجه قرار می&zwnj;گرفت. به&zwnj;خصوص اگر یادتان باشد، ما همیشه والیبالیست&zwnj;های &rlm;خوبی داشتیم. بعدهم یکی دوتا مربی خارجی آمدند که با کار خوب&zwnj;شان نسل شایسته&zwnj;ای در والیبال پیدا شد. در خیلی از رشته&zwnj;ها &rlm;آمدند. من قبول می&zwnj;کنم که ورزشکاران ایرانی توانستند لیاقت&zwnj;ها و شایستگی&zwnj;های خودشان را در خیلی از میدان&zwnj;های نشان بدهند. &rlm;مثلا آقای حدادی که دو میدانی مدال گرفت. در بسکتبال چندتن از ورزشکاران&zwnj;مان صاحب عنوان شدند. همه این&zwnj;ها &rlm;هست. ولی من باز برمی&zwnj;گردم به آن دختری که نخستین مدال المپیک را برای ایران گرفته است. خانم علیزاده تنها با استعداد &rlm;خودش و توجه و پشتیبانی خانواده&zwnj;اش این مدال را گرفت. چون این خیلی مهم است. خانواده&zwnj;ها به&zwnj;خصوص بعد از انقلاب &rlm;متوجه شدند که آنها هستند که باید کمک کنند تا بچه&zwnj;هاشان سالم بمانند، ورزش بکنند و حتی قهرمان بشوند. مثلا پدر و مادر &rlm;یک شطرنج باز ایرانی، که من او را می&zwnj;شناسم، همه چیز خودشان را در خدمت او گذاشتند تا او توانست به مسابقات مختلف &rlm;بیاید و حتی مقام استادی به دست بیآورد. این&zwnj;ها چیزهایی&zwnj;ست که در مردم ایران هست و من اصلا آن را به رژیم ارتباط &rlm;نمی&zwnj;دهم. بلکه به استعداد مردم ایران، به استعداد جوان&zwnj;ها، به همراهی خانواده&zwnj;ها و مردم ایران مرتبط می&zwnj;دانم. چون آنها بودند &rlm;که توانستند این پیروزی&zwnj;ها را به&zwnj;دست بیآورند. افتخاری برای مردم ایران، و نه برای جمهوری اسلامی. *** ورزش زنان: پیشرفت با وجود همه محدودیت&zwnj;ها گفت&zwnj;وگو با سمیرا شیرمردی خانم شیرمردی، در نیم قرن اخیر ورزش ایران و ازجمله ورزش زنان ایران تحولات گسترده&zwnj;ای را تجربه کرده است. در جمع&zwnj;بندی کارنامه ورزش زنان ایران در چهل سال گذشته، شما چه نکاتی را برجسته می&zwnj;بینید؟ چه پیشرفت&zwnj;ها، پسرفت&zwnj;ها و یا محدودیت&zwnj;هایی را مشاهده می&zwnj;کنید؟ سمیرا شیرمردی: ورزش بانوان ایران در دهه ۴۰ شروع به رشد کرد و در دهه ۵۰ هم در حال گسترش بود. اولین حضور زنان ورزشکار ایرانی در مسابقات بین&zwnj;المللی نیز به بازی&zwnj;های آسیایی سال ۱۹۵۸ ژاپن برمی&zwnj;گردد. در این بازی&zwnj;ها ما چهار زن در رشته&zwnj;های دومیدانی و تنیس روی میز داشتیم. بعداز آن در المپیک توکیو در سال ۱۹۶۴ ما اولین زن را در رقابت&zwnj;های پرش ارتفاع در المپیک داشتیم. البته در رشته&zwnj;های دیگرهم مثل پرتاپ دیسک، دومیدانی، دو صدمتر و در پرش طول و ژیمناستیک هم بانوان دیگری در این مسابقات بودند. ولی اولین حضور زنان در المپیک به همان سال ۱۹۶۴ برمی&zwnj;گردد. در سال ۱۹۶۶ برای اولین بار ایران توانست در مسابقات بین&zwnj;المللی صاحب مدال بشود و تیم والیبال زنان در بازی&zwnj;های آسیایی بانکوک مدال برنز به دست آورد. در همان سال تیم والیبال مردان هم سوم شد. ولی در سال ۱۹۷۴ بالاخره بانوان ایران طلایی شدند و تیم ملی شمشیربازی ایران در بازی&zwnj;های آسیایی تهران به قهرمانی رسید. این اتفاقات همه قبل از انقلاب بود. ولی بعد از انقلاب به خاطر شرایط متفاوت کشور و درگیری جنگ با عراق، ورزش زنان چندان پیگیری نمی&zwnj;شد. پس از پایان جنگ بود که خانم فائزه هاشمی مسابقات کشورهای اسلامی را پایه&zwnj;گذاری کرد که به تصویب هیات اجرایی کمیته ملی المپیک هم رسید. اولین دوره این مسابقات هم در سال ۱۹۹۳ یا ۱۳۷۱ خورشیدی در تهران برگزار شد . در این دوره فقط زنان مسلمان حضور داشتند، ولی از سال ۲۰۰۱ کشورهای غیراسلامی هم در آن حضور پیدا کردند. شما گفتید نخستین بازی&zwnj;های زنان پس از انقلاب در سال ۱۹۹۳ انجام شد. یعنی ورزش زنان ایران ۱۵ سال سازماندهی نشده بود؟ بله. همان طور که گفتم، کشور درگیر جنگ بود و به&zwnj;هرحال ورزش زنان خیلی پیگیری نشد و اتفاقات این چنینی باعث شد که این وقفه به&zwnj;وجود بیآید. البته بعد از پایه&zwnj;گذاری ورزش کشورهای مسلمان ما توانستیم مقام&zwnj;های خیلی خوبی در مسابقات بین&zwnj;المللی به دست آوریم. از همه جالب&zwnj;تر اینکه ما زنان پرچمدار زیادی داشتیم. مثلا اولین حضور زن ایرانی در المپیک بعد از انقلاب در سال ۱۹۹۶ آتلانتا بود که خانم لیدا فریمان، که در رشته تیراندازی تفنگ بادی ۱۰ متر حضور داشت، پرچمدار شد. در المپیک ۲۰۰۸ پکن هما حسینی از تیم قایقرانی پرچمدار بود. بعداز آن هم این روند ادامه پیدا کرد که فکر می&zwnj;کنم همه در جریان این اتفاقات اخیر هستند. زنان ورزشکار از سال ۲۰۱۰ به بعد مدال&zwnj;های ارزشمندی کسب کردند. در بازی&zwnj;های آسیایی گوانجو خانم خدیجه آزادپور در رشته ووشو و ساندا طلا گرفت. در آن سال ما مدال&zwnj;های نقره و برنز زیادی هم در گروه بانوان داشتیم. ولی در المپیک از سال ۲۰۱۲ پیشرفت بانوان&zwnj;مان را دیدیم که در آن خانم الهه احمدی به فینال تیراندازی رسید و برای اولین بار مقام ششم نصیب بانوان ورزشکار ایرانی در المپیک شد و این بهترین عنوان&zwnj; ما بود تا اینکه خانم کیمیا علیزاده در سال ۲۰۱۶ توانست در وزن زیر ۵۷ کیلوگرم تکواندو مدال برنز را در بازی&zwnj;های المپیک به دست آورد. آیا اگر این محدودیت&zwnj;ها و تعطیلی&zwnj;ها در ورزش زنان ایران نمی&zwnj;بود ، ورزش زنان ایران مدال&zwnj;های بیشتری در کارنامه خود داشت؟ درست است. به&zwnj;هرحال چون از دهه ۵۰ ورزش زنان در حال گسترش بود، خیلی&zwnj;ها مشتاق بودند که بتوانند مدال کسب کنند. ما آن دوره تیم&zwnj;های آماده&zwnj;ای داشتیم که همان&zwnj;ها اگر ادامه می&zwnj;دادند و کشورمان نیز درگیر جنگ نبود، چه بسا می&zwnj;توانستند مدال&zwnj;های ارزشمند زیادی را کسب کنند. واقعیت این است که در دوران جنگ مسابقات مردان خیلی راحت&zwnj;تر پیگیری می&zwnj;شد. بحث حجاب و چنین مسائلی هم در ورزش مردان نبود و آنها راحت&zwnj;تر می&zwnj;توانستند ورزش را پیگیری کنند. ولی برای خانم&zwnj;ها مساله فرق می&zwnj;کرد و می&zwnj;کند. در مسابقات مختلف وقتی خانم&zwnj;ها می&zwnj;خواستند شرکت کنند، معمولا میزبان مسابقات یا برگزارکنندگان مسابقات اجازه نمی&zwnj;دادند که زنان با پوشش اسلامی حضور پیدا کنند. این مشکلات کم کم برطرف شد و ما توانستیم حتی مدال&zwnj;های خوبی بعد از این اتفاقات کسب کنیم. مثلا تیم فوتسال دختران ایران دوبار قهرمان جام ملت&zwnj;های آسیا شد. پذیرش حجاب زمان برد و هنوزهم ما می&zwnj;بینیم که در یک&zwnj;سری ورزش&zwnj;ها هنوز بحث حجاب پذیرفته نشده و یک&zwnj;سری مشکلات این چنینی وجود دارد. ولی در بقیه رشته&zwnj;ها ما خیلی خوب خودمان را نشان دادیم و موفق بودیم. چه رشته&zwnj;های ورزشی برای زنان در طول این ۵۰ـ ۴۰ سال اخیریا به&zwnj;ویژه در دوران پس از انقلاب سخت بوده؟ در چه رشته&zwnj;هایی زنان نمی&zwnj;توانند فعالیت کنند؟ رشته&zwnj;های زیادی بوده و هستند که فدراسیون&zwnj;های جهانی نمی&zwnj;پذیرفتند زنان با حجاب در آنها حضور پیدا کنند. خیلی ایراد می&zwnj;گرفتند. ولی خب ایرادها برطرف شد از طرف ایران. مثلا اول در مورد خانم&zwnj;ها پوشش روسری&zwnj;شان را نمی&zwnj;پذیرفتند و فکر می&zwnj;کردند که این خانم&zwnj;ها را اذیت می&zwnj;کند که این روسری&zwnj;ها به کلی فرم&zwnj;شان تغییر پیدا کرد تا مورد پذیرش قرار گرفت. ولی بانوان ایران در سال&zwnj;های اخیر در رشته&zwnj;هایی شرکت داده می&zwnj;شوند که واقعا خیلی عجیب و باعث افتخار است. اینکه ما در کشتی و وزنه&zwnj;برداری خانم&zwnj;های فعالی داریم و اینکه می&zwnj;توانند مسابقه بدهند. این دو رشته همین یکی دو سال اخیر پیگیری و راه&zwnj;اندازی شده&zwnj;اند. تیم کشتی بانوان &zwnj;ما در رقابت&zwnj;های بین&zwnj;المللی که در لبنان برگزار گردید، صاحب عنوان شد و همین نشان می&zwnj;دهد که ما استعدادهای خیلی خوبی در رشته&zwnj;های مختلف ورزشی داریم که می&zwnj;توانند پابه&zwnj;پای آقایان عنوان و افتخار کسب کنند. تیم وزنه&zwnj;برداری&zwnj;مان هم خوب شروع کرده و رکوردهای خوبی داشته. البته هنوز وزنه&zwnj;برداری&zwnj; ما با بهتر&zwnj;ین&zwnj;های دنیا فاصله دارد، ولی شروعشان شروع خوبی بوده و می&zwnj;توانند پیشرفت کنند. خانم شیرمردی، زنان دیگر کشورهای اسلامی با این محدودیت&zwnj;ها مواجه نیستند. مثلا دو تیم فوتبال زنان از دو کشور اسلامی با شرایطی متفاوت مقابل هم مسابقه می&zwnj;دهند. مانند تیم فوتبال ملی زنان فلسطین یا اردن یا ترکیه. حریف&zwnj;های تیم ایران بدون حجاب به میدان می&zwnj;روند و این تیم ایران است که همیشه باید با این محدودیت&zwnj;ها باید دست و پنجه نرم کند. به این مساله نیز پرداخته شده؟ ورزشکاران ما پذیرفته&zwnj;اند که با این شرایط در مسابقات شرکت کنند و مطمئنا برای بسیاری هم این مساله باعث افتخار است. حالا اینکه کشورهای دیگر چرا با این شیوه و این پوشش شرکت می&zwnj;کنند، به تفکرات خودشان بستگی دارد. ولی ما با همین بحث حجاب توانستیم افتخارات خوبی کسب کنیم. برای مثال در همین فوتسال بانوان ما با حجاب توانستند دوبار قهرمان جام ملت&zwnj;های آسیا بشوند، در حالی که کشورهای مسلمان دیگری هم در این مسابقات شرکت کردند و همان طور که گفتید بدون حجاب بودند، ولی نتوانستند عنوانی کسب کنند. در واقع می&zwnj;توان گفت که حجاب همیشه نمی&zwnj;تواند محدودیت ایجاد کند. شاید در یک&zwnj;سری رشته&zwnj;ها اجازه ندهد که ورزشکارانمان در مسابقات شرکت کنند. ولی در رشته&zwnj;های این چنینی محدودیتی ایجاد نکرده است. نکته جالب دیگر هم که باید به آن اشاره بشود، این است که با وجود همه محدودیت&zwnj;ها ما شاهد شکل&zwnj;گرفتن ورزش حرفه&zwnj;ای برای زنان بوده&zwnj;ایم. مثلا در عرصه والیبال، ورزش زنان ایران لژیونر نیز به خارج از کشور صادر کرده است. در مورد حرفه&zwnj;ای شدن ورزش زنان ایران چه اطلاعاتی دارید؟ همان طور که شما هم گفتید، ورزش زنان ایران هم در رشته&zwnj;های مختلف به صورت حرفه&zwnj;ای دارد پیگیری می&zwnj;شود. ما لژیونرهای مختلفی در رشته&zwnj;های مختلف داشته&zwnj;ایم مثل خانم&zwnj; منصوریان که در چین و در لیگ ووشو فعالیت می&zwnj;کند. و یا در رشته والیبال شاهد حضور لژیونر&zwnj;هایمان در کشورهای مختلف هستیم. در مورد فوتسال هم این اتفاق دارد می&zwnj;افتد و اگر که مشکلی ایجاد نشود، به احتمال زیاد خانم فرشته کریمی در لیگ ایتالیا شاید بتواند بازی کند. البته خانم کریمی مثل خانم فوتسالیست دیگری پیشنهادهای خیلی خوبی از کشورهای دیگر مثل اسپانیا داشتند، ولی آن بحث حجاب و اینکه خانم&zwnj;های ایرانی موافق برداشتن حجابشان نبودند و با این مساله مخالفت کرده بودند، باعث شد که نتوانند در این لیگ&zwnj;ها شرکت کنند. ولی خب ایتالیا ظاهرا این مساله را پذیرفته است. امیدواریم که خانم کریمی این شانس را پیدا کند که در لیگ حرفه&zwnj;ای فوتسال کشور ایتالیا حضور پیدا کند. در کل ورزش بانوان ما الان در این مقطع دارد خیلی حرفه&zwnj;ای پیگیری می&zwnj;شود و ما در رشته&zwnj;های مختلف به صورت حرفه&zwnj;ای داریم پیش می&zwnj;رویم. <img width="1" height="1" alt="" src="http://logc279.xiti.com/hit.xiti?s=531599&s2=22&p=per-rss-per-all_volltext-5613-xml-mrss::%D8%AF%D9%88%DB%8C%DA%86%D9%87%20%D9%88%D9%84%D9%87%20%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C%3A%3A%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87::%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%20%DB%B5%DB%B7%20%D9%88%20%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%20%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&di=&an=&ac=&x1=1&x2=22&x3=47358476&x4=44703991&x5=%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%20%DB%B5%DB%B7%20%D9%88%20%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%20%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&x6=1&x7=%2Ffa-ir%2F%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%DB%B5%DB%B7-%D9%88-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%2Fa-47358476&x8=per-rss-per-all_volltext-5613-xml-mrss&x9=20190217&x10=per-rss-per-all_volltext-5613-xml-mrss::%D8%AF%D9%88%DB%8C%DA%86%D9%87%20%D9%88%D9%84%D9%87%20%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C%3A%3A%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87" /> ۱۰۰ خبر

روزگار موسیقی‌دانان ایرانی در دو دهه‌ اول انقلاب / نگاهی به مستند "قطار مسیر 60"

(ماه گذشته)

خبر <img src="http://static3.honaronline.ir/thumbnail/JPSxkx829GnN/7TNLyFue_R2c0hRDQcTpsr2YY5tYo6pG494bEDJXXLs7Z2b_Yi_IEPr_DpNwYexPBYitpUl-MMOiBWFBvLFBJOf94wjyPeto4FnsCCuUI_TYKSLN4OG1Fg,,/14-8-16-10302711-5.jpg"> <div>کاوه صادقی آزاد: تضادهایی که در گفته‌های هنرمندان در مورد اتفاقات و شخصیت‌های هنری آن دوران وجود دارد به جذابیت‌های مستند افزوده است.</div> ۱۰۰ خبر